148از آن بدست دهد،برسيم.ولى از آنجا كه امروز در ميان مذاهبِ اسلامى بر سرِانجام حج بر نهجِ ابراهيم خليل عليه السلام و آنچه منظور دين مُبين است و به ويژه در آنچه به جوانبِ سياسى و اجتماعى و تولّى و تبرّى مربوط مىشود،تفسيرهايى شده است كه به نظر مىرسد،طول زمان و حاكميت امويان و عبّاسيان و برداشتهاى سياسى و ملاحظات اجتماعىاى كه هريك از آنان داشتهاند و نيز همسويى پارهاى از فقيهان و عالمان كه خود را با آن دو حاكميت،مربوط مىدانستهاند،در ايجاد آن بىتأثير نبوده است.
بىمناسبت نيست كه اگر آثار برجاى مانده از شعائر و مناسك حج ابراهيمى را بررسى كنيم.
در اين بررسى،برآنيم تا آثار انحراف و زمينههاى آن را بيان كرده و با مرورى،تبديل «تلبيههاى ابراهيمى»به«تلبيههاى جاهلى»و بهرهگيرى از آن در جهتِ خاطرِ مقاصد اجتماعى و سياسى و مبانى شرك آلود،نشان دهيم.
آنچه مىتواند حجّ ابراهيمى را با نشاط كند و در آن روح و احتوا بدمد،مضامين و مزاميرى است كه پيوسته مىبايد با تمسّك و توّسل بدان و با حضور دينىِ در حج، صدور بينشىِ ابراهيم خليل عليه السلام و محمد حبيب صلى الله عليه و آله را به ارمغان آورد و الاّ تمسّك بىروح در انجام مراسم و مواسم،يادآور حجّى است بى زيان كه از بوسُفيان هم به انجام مىرسيده است.
زيرا،حج بهمعناى عام-نهخاص-اسلاماست؛بلكه آنچه اسلام بدان دستور فرموده.
برآن اصرار دارد،حج ابراهيمى است از ميان حجِّ جاهلى،حجّ حَنيفى و حجّ صابِئين.
حَجِّ ابراهيم عليه السلام
آنچهاز مضمون اخبار ورواياتعربى بدستمىآيد؛حجّدرعصرحضرت ابراهيم عليه السلام به معنى قصدِكعبه در مكّه وطواف خانه وتلبيه واجراى ساير مناسك بود.بت پرستى و شرك باآداب و عادات خود،بعداً،حجّ را نيز به عنوان يكى از سُنن بكارگرفت. 1