145وجب به وجب آن مملوّ از خاطرات تلخ و شيرين آن روزگار سراسر شرف و فضيلت است.
5-حج تجلّى بخش برادرى،برابرى و وحدت اسلامى است و جلوۀ عينى اين حديث شريف است كه:
«أَلاٰ إِنَّ النَّاسَ مِنْ آدَمَ وَ آدَمَ مِنْ تُرَابٍ،لاٰ فَضْلَ لِعَرَبِيٍّ عَلىٰ أعْجَميٍّ وَ لاٰ لِأبْيَضَ عَلىٰ أسْوَد إِلّا بِالتَّقْوىٰ».
6-حج مُطَهِّر روح آدميان است.انسانهاى آلوده به عصيان و گناه با حضور در سرزمين وحى،به خصوص عرفات،از گذشتۀ سياه خود اظهار پشيمانى نموده،خود را از گناه شست و شو مىدهند و تربيت شده به موطن خويش بازمىگردند.
7-حج جايگاه تربيت انسانها است.حاجيان با ترك زندگى و خانه و كاشانه و زن و فرزند و پذيرش زحمت و رنج،خويشتن را از رفاه زدگى و دنيا خواهى،جدا مىسازند و خود را براى پذيرش سختىها در مسير تحقق آرمانهاى الهى آماده مىكنند.
8-حج يادآور صحنههاى حضور انسانها در قيامت و صحراى محشر است.
لباسى چون كفن مردگان بر تن كرده،در صحرايى به دور از امكاناتِ شهرى،وقوف مىنمايد و كسى جز خدا فريادرس انسان نيست.در نتيجه مىتواند گوشهاى از هيجان و ترس و اضطراب آنچه راكه انسان در آينده با آن روبروست به نمايش بگذارد.
9-حج تمرين بريدن از شهوات و گناهان و هواهاى نفسانى است.احرام به حاجى مىآموزد تا از پارهاى گناهان دورى كند و فرمانبرى و دورى از معصيت را تمرين نمايد.
خداى در قرآن فرمود:
اَلْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومٰاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاٰ رَفَثَ وَ لاٰ فُسُوقَ وَ لاٰ جِدٰالَ فِي الْحَجِّ. 1
«حج ماههايى معين است،پس هر كس در اين ماهها حج بجاى آورد [ اين را بداند ] كه آميزش،زشتكارى و مجادله در حج نيست.»
10-حج تمرين نظم است.خداوند به حاجى مىآموزد كه حتماً طواف را از