136حج عبادتى خشك و بىروح نيست بلكه هر عملى در حج نكتهها و معارف فراوان و والايى دارد كه هدف اصلى حج را تشكيل مىدهند.
فضلبن شاذان از هشتمين امام،علىبن موسى الرضا عليه السلام دربارۀ علل تشريع حج مىپرسد و حضرت پاسخ مىدهد:
«لِعِلَّةِ الْوِفَادَةِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»؛
«حج به سوى خدا رفتن (و در پيشگاه بارى تعالى حاضر شدن) است.»(كسى كه معناى حضور در پيشگاه حىّ داور را بداند و بفهمد،به غير او توجه نكرده،خود را به گناه نمىآلايد.)
«وطَلَبِ الزيادةِ»؛
«حج زيادتطلبى و كمالخواهى و از خدا پاداش و ثواب فراوان خواستن است.»
«وَ الْخُرُوجِ مِنْ كُلِّ مَا اقْتَرَفَ الْعَبْدُ تَائِباً مِمَّا مَضَى مُسْتَأْنِفاً لِمَا يَسْتَقْبِلُ»؛
«حج،خارج شدن از گذشتۀ تاريك و پرگناه و توبه كردن از آنچه در گذشته انجام شده و شروع كردن خوبى و نيكى براى آينده است.»
«مَعَ مَا فِيهِ مِنْ إِخْرَاجِ الْأَمْوَالِ»؛
«حج وسيلهاى براى خارج نمودن و جداسازى دارايىها از يكديگر است؛خمس و زكات و ديون واجب را پرداختن و حق فقرا و محرومان و ديگر حقوق دينى را ادا كردن است.»
«وَ تَعَبِ الْأَبْدَانِ وَ الِاشْتِغَالِ عَنِ الْأَهْلِ وَ الْوَلَدِ وَ حَظْرِ النَّفْسِ عَنِ اللَّذَّاتِ»؛
«حج،به سختى انداختن بدن،دور شدن از زن و فرزند،و منع كردن جان از هواهاى نفسانى و شهوات و لذّتهاى نامشروع و تمرين خودسازى و گناه نكردن است.»
«...مَعَ مَا فِي ذَلِكَ لِجَمِيعِ الْخَلْقِ مِنَ الْمَنَافِعِ لِجَمِيعِ مَنْ فِي شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا وَ مَنْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ مِمَّنْ يَحُجُّ وَ مِمَّنْ لَمْ يَحُجَّ مِنْ بَيْنِ تَاجِرٍ وَ جَالِبٍ وَ بَائِعٍ وَ مُشْتَرٍ وَ كَاسِبٍ وَ مِسْكِينٍ وَ مُكَارٍ وَ فَقِيرٍ وَ قَضَاءِ حَوَائِجِ أَهْلِ الْأَطْرَافِ فِي الْمَوَاضِعِ الْمُمْكِنِ لَهُمُ اْلإِجْتِمَاعُ فِيهِ».
«حج براى تمامى مردم-در شرق و غرب زمين و آنانكه در دريا و خشكى به سر مىبرند؛چه آنها كه حج مىگزارند و چه غير آنان،از تاجر،وارد كننده،فروشنده و خريدار،كاسب و كرايه دهندۀ مركب و فقير و مسكين-