301خويش را به بيت نبوّت و امامت اهدا كرد.مولود سعيدى كه صورت و سيرتش آيينۀ تمامنماى سيماى نبوى و علوى بود و امتيازات فاطمى نيز در اندامش درخشش داشت.
با ولادت سبط اكبر رسول خدا صلى الله عليه و آله موجى از سرور و شادمانى،اهل بيت عليهم السلام را فراگرفت؛زيرا اعطاى كوثر،كه وعدۀ اساسى حضرت حق بر پيامبر صلى الله عليه و آله بوده،تحقق يافت و چهارمين مصداق آيۀ تطهير پا به عرصۀ وجود گذاشت.اين نوزاد بيشترين شباهت را به جدش پيامبر صلى الله عليه و آله داشت.آنروز مردم و فرشتگان همانند جبرئيل و ميكائيل و...بر نبىّ مكرّم بيشترين تهنيت و تبريك را گفتند.
نامگذارى
در سيرۀ پيامبر و اهلبيت عليهم السلام انتخاب نام نيك و پسنديده براى فرزندان از حقوق اوليۀ آنان شمرده شده و رسول خدا صلى الله عليه و آله بدان توصيه كرده بود. 1از اين رو به هنگام ولادت سبط اكبرِ پيامبر،همگى در فكر انتخاب زيباترين نام براى او بودند.فاطمه عليها السلام چون فرزند را به همسرش داد تا در آغوش بگيرد،از او خواست تا براى نوزاد نام نيكى برگزيند.
ليكن اميرالمؤمنين عليه السلام كه براى پيامبر صلى الله عليه و آله احترام خاصى مىگذاشت،رو به فاطمه عليها السلام كرد و فرمود:من در نامگذارى فرزندم بر رسول خدا صلى الله عليه و آله پيشى نمىگيرم.
چيزى نگذشت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به خانۀ دخترش آمد،از وضعيت زايمان و سلامتى مادر و چگونگى نوزادش پرسش نمود.«اسماء بنت عميس»نوزاد را در پارچهاى زرد پيچيد و به پيامبر داد.حضرت ضمن تبريك و تهنيت به داماد و دختر خويش فرمود:
«أَ لَمْ أَتَقَدَّمْ إِلَيْكُمْ أَنْ تَلُفُّوهُ فِي خِرْقَةٍ»؛ «مگر نگفته بودم كه نوزاد را در پارچۀ زرد نپيچيد؟!.»
آنگاه پارچۀ سفيدى گرفت و آن مولود مسعود را در آن پيچيد. 2پيامبر صلى الله عليه و آله او را مىبوسيد و زبان مباركش را در دهان او مىگذاشت و آن طفل زبان جد خويش را مىمكيد.