173پاينها دانسته و ندانسته،به نام اسلام،به دشمنان اسلام خدمت مىكنند.امپرياليسم و صهيونيسم را خشنود مىسازند و گروههاى مؤمن و مخلص اسلامى را از جمع مسلمين طرد مىكنند و با تعصب و تحجّر و تنگ نظرى،عقايد سخيف و باطل خود را بر ديگران تحميل مىكنند كه شرح اين ماجرا از توان اين نوشتار خارج است.
آنچه در اينجا محور سخن است اينكه:در چنين فضايى،زائران ما،كه پيروان ائمه عليهم السلام هستند،از بُعد اخلاقى و آداب معاشرت و عمل به شرايع دين و سنن خاتم المرسلين صلى الله عليه و آله،بايد بهترين خط مشى و سلوك را داشته باشند و با مواضع حكيمانه و اصولى و با سعۀ صدر خود،مصالح جهان اسلام را در نظر بگيرند و درگير مسائل جزئى نشوند و مجال به تفرقه افكنان ندهند.
خوشبختانه سنت و سيرۀ اهل بيت در اينجا نيز وظيفه را مشخص نموده است و از آنجا كه تاريخ اسلام پس از عصر رسالت با چنين وضعى مواجه بوده،به ويژه در روزگار اموى و عباسى،كه عمّال خلافت،بيشترين تلاش را در منزوى ساختن اهل بيت پيامبر عليهم السلام و سركوب شيعيان آنها داشتند و مىكوشيدند افكار مسلمانان را با تبليغات مسموم خود آلوده سازند تا بذر نفاق را به ثمر بنشانند و كينۀ مسلمانان را بر گروهى مظلوم از اهل ايمان برانگيزند.
در اين اوضاع و احوال،ائمۀ ما كه وارثان وحى بودند،به پيروان خود توصيههاى حكيمانۀ لازم را در چگونگى انجام وظايف و آداب و اخلاق دادهاند و رواياتِ اين موضوع،فصلى را در كتب حديث تشكيل مىدهد.
شيعه بايد اسوۀ حسنه باشد
در اين روايات،از يكسو به شيعيان توصيه شده كه چهرۀ عملىِ صالحى از خود نشان دهند و آنگونه كه زيبندۀ يك فرد مؤمن و پيرو اهل بيت است عمل كنند و آداب حسنه را در معاشرت پيش گيرند كه اين مسؤوليت شيعه بودن است.از سوى ديگر به نوع موضعگيرى در برابر مخالفان در گفتار و كردار،بدانگونه كه مصالح اسلام و عموم مسلمين را در بر گيرد،توصيه شده است.