188است كه حاجى با كعبه - كه دست خداست - مصافحه كرده و مصافحه با او مصافحه با خداست. داستان مصافحه با كعبه و خداى كعبه، اشاره به انس و دلدادگى با او دارد. خدا به بندهاش نزديك است و بندهاش را به جوار خود فرا مىخواند:
ىوَإِذٰا سَأَلَكَ عِبٰادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدّٰاعِ إِذٰا دَعٰانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِيى 1 ؛
«چون بندگان من دربارۀ من از تو پرسند من نزديكم و به نداى كسى كه مرا بخواند پاسخ مىدهم پس به نداى من پاسخ دهند.»
انس و قرب با او براى انسان آسايش و سرور مىآورد، بىقرارى، نشاط، اميد و معرفت در پى انس و قرب با حق پديد مىآيد. انس، آرامشى از انسان مىستاند و آرامش واقعى بهجاى آن مىنشاند. خواجه عبداللّٰه انصارى مقام انس با حق را چنين به وصف مىكشد:
«انس آسايش است و آرام به نزديك دوست، و آن سه تن راست: مريد [ صادق] را كه اميد شنود و عارف را كه نشان ياود، محبّ را كه فرا مُراد نگرد. اما مريد صادق را كه اميد شنود وى را سه نشان است كه پديد آيد: حلاوت خدمت و بر همه جانوران شفقت و اخلاص دعوت. اما عارف كه نشان يابد در وى سه نشان پديد آيد: مؤانست مناجات و حلاوت فكرت و سيرى از زندگانى. و اما محب كه فرا مراد نگرد در وى سه علامت پديد آيد: آزادى و شادى و بىقرارى.» 2
نگاه به كعبه
كعبه خريدار نگاه بندۀ مؤمن است، خيره شدن به كعبه بندگى خداست، نگريستن به خانۀ خدا درهاى آسمان را بهروى انسان باز مىكند، نعمتها و رحمتهاى خدا براى ناظرين كعبه است، نگاه به كعبه نهتنها باعث جلب رحمت است، بلكه بدىها و زشتىها