507وقتى على عليه السلام به سوى سربازان خود بازگشت، ديد تمام پارچههايى كه از ملت «نجران» طبق قرارداد روز «مباهله» گرفته بود، ميان سربازان تقسيم شده و همگى آنها را به عنوان لباس احرام بر تن كردهاند. على عليه السلام از اين كار كه جانشين وى در غياب او انجام داده بود، سخت ناراحت شد، و به او گفت: چرا پارچهها را پيش از آنكه به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله تحويل دهيم در ميان سربازان تقسيم كردى؟! وى گفت: آنان اصرار كردند كه من پارچهها را به طور امانت به آنها بدهم و پس از انجام مراسم حج، از آنان پس بگيرم. على عليه السلام به او گفت تو چنين اختيارى نداشتى.
سپس همۀ پارچهها را از آنان بازگرفت، و بستهبندى كرد، و در مكه تحويل پيامبر صلى الله عليه و آله داد.
گروهى كه هميشه از عدل و دادگرى و نظم و انضباط رنج مىبرند، و پيوسته مىخواهند كه امور طبق خواستهاى آنان بگردد، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيده و از على عليه السلام دربارۀ پس گرفتن پارچهها ابراز ناراحتى كردند.
پيامبر صلى الله عليه و آله يكى از ياران خود را خواست كه ميان افراد شاكى برخيزد و پيام زير را از ناحيۀ او به آنان برساند و بگويد كه پيامبر صلى الله عليه و آله مىگويد: از بد گويى دربارۀ على عليه السلام دست برداريد. او در اجراى دستور خدا بىپروا و اهل تملق و مداهنه نيست. 1
مراسم حج آغاز مىگردد
اعمال عمره به پايان رسيد. پيامبر صلى الله عليه و آله راضى نبود در فاصلۀ عمره و اعمال حج، در خانۀ كسى بسر ببرد. از اينرو دستور داد كه خيمۀ او را در بيرون مكه بزنند.
روز هشتم ذى الحجه فرا رسيد. زائران خانۀ خدا، همان روز از مكه به سوى عرفات حركت مىكنند تا در عرفه، از ظهر روز نهم تا غروب آن روز توقف نمايند.
پيامبر صلى الله عليه و آله روز هشتم ذى الحجه - كه روز «ترويه» نيز مىگويند - از طريق «منى» عازم عرفات شد، و تا طلوع آفتاب روز نهم در «منى» ماند. سپس بر شتر خود سوار شد، و راه «عرفات» را پيش گرفت و در نقطهاى به نام «نمره»