488كند. 1 از اين نظر، پيامبر صلى الله عليه و آله على عليه السلام را به حضور خود خواست، و جريان را به او گفت، و مركب مخصوص خود را در اختيار وى نهاد و دستور داد كه هر چه زودتر مدينه را ترك گويد، تا ابو بكر را در راه ملاقات كند و آيات را از او بازگيرد و در روز عيد قربان، آيات بيزارى را به ضميمۀ قطعنامهاى در آن اجتماع با شكوه كه از تمام نقاط عربستان در آن شركت مىنمايند - ايراد كند.
مواد قطعنامه عبارت بود از:
1 - بتپرستان حق ندارند وارد خانه شوند.
2 - طواف با بدن برهنه ممنوع است.
3 - بعد از اين هيچ بتپرستى در مراسم حج شركت نخواهد كرد.
4 - كسانى كه با پيامبر صلى الله عليه و آله پيمان عدم تعرض بستهاند، و در طول مدت به پيمان خود وفادار بودهاند؛ پيمان آنان محترم است و تا انقضاى وقت پيمان، جان و مالشان محترم مىباشد، ولى به مشركانى كه با مسلمانان پيمانى ندارند و يا عملاً پيمانشكنى كردهاند، از اين تاريخ (دهم ذى الحجه) چهار ماه مهلت داده مىشود كه تكليف خود را با حكومت اسلامى روشن سازند: يا بايد به گروه موحدان و يكتاپرستان بپيوندند، و هر نوع مظاهر شرك و دوگانهپرستى را درهم كوبند و يا اينكه آمادۀ جنگ و نبرد گردند. 2
امير مؤمنان عليه السلام با گروهى از آن جمله «جابر بن عبد اللّٰه انصارى»، در حالى كه مركب مخصوص پيامبر صلى الله عليه و آله را در اختيار داشت، راه مكه را در پيش گرفت و در «جُحفه» با ابو بكر ملاقات نمود، و پيام پيامبر صلى الله عليه و آله را به وى رسانيد و او آيات را در اختيار على عليه السلام نهاد.
محدثان شيعه و سنى و جمعى از محدثان سنى، نقل مىكنند كه على عليه السلام فرمود: پيامبر صلى الله عليه و آله او را مخير نموده كه يا همراه من به مكه بيايى و يا از همين نقطه به سوى مدينه بازگردى. ابو بكر، مراجعت را براى ادامۀ مسافرت ترجيح داد، و به مدينه بازگشت؛