365آنكه اسلام بياورى 13 نفر از مردان ثقيف را كشتى، و من براى خاموش ساختن آتش جنگ ميان تيرههاى ثقيف، خونبهاى آنها را پرداختم.
پيامبر صلى الله عليه و آله سخن عروه را قطع نمود و هدف خود را از سفر - همانگونه كه به نمايندگان پيش گفته بود - تشريح كرد. ولى براى اينكه پاسخ دندانشكنى به تهديد عروه داده باشد، برخاست وضو گرفت. «عروه» با چشم خود ديد كه ياران او نگذاشتند قطرهاى از آب وضوى او به زمين بريزد.
عروه از آنجا برخاست، وارد محفل قريش گرديد. جريان ملاقات و هدف پيامبر صلى الله عليه و آله را براى سران قريش - كه همگى در «ذى طوى» اجتماع كرده بودند - رسانيد و نيز افزود و گفت: من شاهان بزرگ را ديدهام. قدرتهاى بزرگى، مانند قدرت كسرى، قيصر روم، سلطان حبشه را مشاهده كردهام و موقعيت هيچ كدام را ميان قوم خود، مانند محمد نديدهام. من با ديدگان خود ديدم كه ياران او نگذاشتند قطرۀ آبى از وضوى او به زمين بريزد و براى تبرك آن را تقسيم مىنمودند. اگر مويى از محمد صلى الله عليه و آله بيفتد، فوراً آن را بر مىدارند. بنابراين، سران قريش بايد در اين موقعيت خطرناك فكر و تأمل كنند. 1
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نماينده مىفرستد
تماسهايى كه نمايندگان قريش با رهبر عاليقدر اسلام انجام دادند، به نتيجه نرسيد. جا دارد پيامبر صلى الله عليه و آله تصور كند كه نمايندگان قريش نتوانستند و يا نخواستند حقيقت را به گوش بزرگان قريش برسانند، و ترس از اتهام، آنان را از صراحت سخن بازداشته است. از اين نظر، پيامبر صلى الله عليه و آله تصميم گرفت، شخصاً نمايندهاى به سوى سرانِ شرك بفرستد تا هدف پيامبر صلى الله عليه و آله را از اين مسافرت كه جز زيارت خانۀ خدا چيزى نبود تشريح كند.
مرد زبردستى از قبيلۀ «خزاعه»، به نام «خِراش بن امية» انتخاب گرديد. پيامبر صلى الله عليه و آله شترى در اختيار او گذارد، و او خود را به دستههاى قريش رسانيد، و