334همراه خود آورده، تا به نيروى بازوى او پيروزى خود را سرعت بخشند.
بنابراين، در روزهاى احزاب بلكه در لحظۀ تقابل دو قهرمان شرك و اسلام، كفر و اسلام با هم روبرو شده و اين مبارزه صحنهاى بود از تقابل كفر و ايمان.
يكى از علل عدم موفقيت سپاه عرب، همان خندق ژرفى بود كه در پيش پاى آنان كنده شده بود. سپاه دشمن شب و روز تلاش مىكرد كه از خندق عبور كند، ولى با حملات سرسختانۀ نگهبانان و تدابير شخص پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله روبرو مىگرديدند.
زمستان سوزان آن سال و كمى خواربار و علوفه، سپاه عرب و زندگى دامهاى آنها را تهديد مىكرد. حيّى بن اخطب (آتشافروز جنگ) بيست بار شتر خرما از يهوديان بنى قريظه كمك گرفت، ولى به وسيلۀ مأمورين اسلام توقيف و سپس ميان ارتش اسلام تقسيم شد. 1
روزى ابو سفيان به پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله نامهاى به مضمون زير نوشت: من با سپاه گران براى برانداختن آئين تو آمدهام، ولى چه كنم گويا مقابله با ما را مكروه شمردى، و ميان ما و خود خندق ژرفى قرار دادى؛ نمىدانم اين تاكتيك نظامى را از چه كسى آموختهاى ولى اين را مىگويم تا نبرد خونينى مانند «احد» برپا نكنم، برنخواهم گشت.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در پاسخ او چنين نوشت: از محمد رسول خدا به ابو سفيان فرزند حرب... مدتى است كه به خود باليده و تصور كردهاى كه مىتوانى چراغ فروزان اسلام را خاموش سازى؛ ولى اين را بدان! تو زبونتر از آنى كه به اين كار موفق گردى، به همين زودى شكست خورده بر مىگردى و من در آينده بتهاى بزرگ قريش را در برابر تو خواهم شكست. 2
پاسخ نامه كه حاكى از اراده و تصميم قطعى نويسندۀ آن بود، بسان تيرى بود كه بر قلب رئيس سپاه شرك نشست. از آنجا كه قريش، به راستگويى محمد ايمان داشتند، فوق العاده روحيۀ خود را باختند ولى باز از تلاش دست