266پيامبر صلى الله عليه و آله و ياران او مايل بودند كه از نزديكترين راه عبور كرده و به اردوگاه خود برسند. در اين لحظه ناچار شدند كه از ميان باغ منافقى بنام «مربع» بگذرند. او با لجاجت از ورود ارتش اسلام به املاك خويش سخت ناراحت گرديد، و به ساحت مقدس پيامبر صلى الله عليه و آله جسارت كرد. ياران پيامبر صلى الله عليه و آله خواستند او را بكشند، ولى رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: با اين مرد لجوج كوردل كارى نداشته باشيد. 1
دو سرباز جانباز
پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله از سربازان خود در نقطهاى سان ديد، قيافههاى فداكار و چهرههاى درخشان آنان، از لابلاى برق شمشيرها مىدرخشيد. ارتشى كه پيامبر صلى الله عليه و آله براى دفاع از آئين اسلام به دامنۀ كوه «احد» آورده بود، گروهى بودند كه از نظر سن با هم اختلاف زياد داشتند. در ميان آنان پيران سالخوردۀ فراوانى به چشم مىخورد، و نيز فداكاران جوانى كه سن آنها از پانزده تجاوز نمىكرد.
محرك اين دسته جز عشق به كمال، كه فقط در پرتو دفاع از توحيد وجود داشت، چيز ديگرى نبود. براى اثبات اين موضوع سرگذشت يك پير و جوانى را كه فقط يك شب از عروسى او گذشته بود، از نظر خوانندگان گرامى مىگذرانيم:
1 - «عمرو بن جموح»، پيرمرد قد خميدهاى است كه نيروى مادى خود را از دست داده و يك پاى او در برخى از جريانها آسيب ديده بود. وى چهار پسر رشيد خود را براى دفاع از آئين اسلام روانۀ منطقۀ دفاعى نموده بود. خانۀ قلب او از اين جهت روشن و درخشان بود كه فرزندان او در راه دفاع از حق و حقيقت شمشير مىزنند.
با خود انديشيد كه كنارهگيرى او از جنگ دور از انصاف است. چرا چنين سعادتى را از دست بدهد؟ خويشاوندان وى از شركت او در صحنۀ دفاع، جداً جلوگيرى كردند؛ و گفتند قوانين نظامى اسلام هرگونه تكليف را از دوش شما