242
يناديهم رسول اللّٰه لما
فما نطقوا و لو نطقوا لقالوا
صدقت و كنت ذا رأي مُصيب
هنگامى كه آنان را دسته جمعى در چاه ريختيم، پيامبر صلى الله عليه و آله به آنان گفت آيا كلام مرا حق نيافتيد و فرمان خدا قلوب و دلها را مىگيرد ولى آنان سخن نگفتند. اگر قدرت سخن داشتند، چنين پاسخ مىدادند: راست گفتى و نظر تو صائب بود.
هيچ جملهاى نمىتواند صريحتر از اين باشد كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: شما از آنان شنواتر نيستيد، آنان قدرت بر پاسخ ندارند : «مَا أنتُم بِأَسمَعَ مِنهُم» هيچ بيانى نمىتواند گوياتر از اين باشد كه پيامبر صلى الله عليه و آله آنان را يكيك به نامهاى خودشان صدا بزند و با آنان بسان دوران زندگيشان سخن بگويد.
هيچ مسلمانى حق ندارد كه يك چنين تاريخ مسلّم اسلامى را، به خاطر يك پيشداورى غلط انكار كند و بگويد: چون با عقل قاصر مادى من سازگار نيست، پس صحيح نيست. ما در اينجا، متن قسمتى از اين مكالمه را نقل مىكنيم تا افرادى كه كاملاً به زبان عربى آشنائى دارند ببينند كه عبارت پيامبر صلى الله عليه و آله در اين قسمت چقدر گويا و روشن است. 1
پس از جنگ بدر
بسيارى از تاريخنويسان اسلامى عقيده دارند كه جنگهاى تن به تن و حملههاى دستهجمعى در غزوۀ «بدر» تا ظهر ادامه داشت و آتش جنگ با فرار قريش و اسير گشتن عدهاى از آنها هنگام زوال خاموش گرديد، و پيامبر صلى الله عليه و آله پس از