2142 - يهوديان يثرب، كه در داخل و خارج شهر زندگى مىكردند و ثروت و امكانات زيادى داشتند.
3 - اختلافى كه ميان هواداران او و «اوس» و «خزرج» وجود داشت.
مهاجرين و انصار، از آنجا كه پرورش يافتۀ دو محيط مختلف بودند؛ در طرز تفكر و معاشرت فاصلۀ زيادى با هم داشتند. وانگهى اوسيان و خزرجيان كه جمعيت انصار را تشكيل مىدادند، صد و بيست سال با هم نبرد كرده و دشمنان خونى يكديگر به شمار مىرفتند. و با اين خطرات و اختلافات، ادامۀ حيات دينى و سياسى به هيچ وجه امكان نداشت. ولى پيامبر صلى الله عليه و آله تمام اين مشكلات را به طرز خردمندانه از هم گشود. او دربارۀ دو مشكل نخست، دست به كارهائى زد (كه در آينده، به خواست خدا تفصيل آن را خواهيد خواند) و مشكل اختلاف هواداران خود را با مهارت خاصى از بين برد.
وى از طرف خدا مأمور گشت كه مهاجرين و انصار را با يكديگر برادر كند. روزى در يك انجمن عمومى، رو به هواداران خود كرد و فرمود: دوتا دوتا با يكديگر برادر دينى شويد. 1 تواريخ مسلمانان، از آن جمله تاريخ «ابن هشام» مشخصات افرادى را كه با يكديگر برادر شدند ضبط كردهاند. 2
او با اين طرح، وحدت سياسى و معنوى مسلمانان را حفظ كرد. اين وحدت و پيوستگى باعث گرديد كه دربارۀ دو مشكل اول نيز تصميمگيرى نمايد.
دو منقبت بزرگ
اكثر تاريخنويسان و محدثان شيعه و سنى، در اينجا دو منقبت بزرگ را يادآور شدهاند. ما نيز آنها را به طور اختصار مىنگاريم:
پيامبر صلى الله عليه و آله سيصد نفر از مهاجرين و انصار را با يكديگر برادر نمود، و رو به مسلمانان مىكرد و مىگفت:
فلانى! تو برادر فلانى هستى.
كار اخوّت به پايان رسيد. ناگهان على عليه السلام با چشمهاى اشكبار عرض كرد: ياران