287در اين صورت، آن حضرت نمىتوانست در برابر حكومت يزيد سكوت كند، زيرا سكوت به معناى تأييد حكومت بود. روشى كه يزيد در پيش گرفته بود، گسترش مىيافت و به اضمحلال دين منجرمىشد. چنان كه آن حضرت در پاسخ مروان فرمود:
على الإسلام و السلام إذ قد بليت الاُمّة براع مثل يزيد ... سمعت جدّى رسول الله(ص) يقول: الخلافة محرّمة على آل أبى سفيان و على الطلقاء و أبناء الطلقاء فإذا رأيتم معاوية على منبرى فابقروا بطنه، فوالله لقد رآه أهل المدينة على منبر جدّى فلم يفعلوا ما أُمروا به. 1
زيراشيوه حكومتى او تعطيل قوانين اسلام بود وسكوت امام نيزتأييدآن بود.در نتيجه هيچ گروهى مجوز شرعى براى قيام او نداشت ويزيد دراين صورت به آسانى مىتوانست جامعه را از دين برگرداند. در چنين شرايطى اگر امام قيام كند و پيروز شود به همان نتيجهاى رسيده است كه تمام پيامبران براى تحقق آن جهادكردهاند. اما اگركشته شود،شهادت او قانون خدا خواهد بود و وظيفه جامعه را در برابرچنين حكومتى بيان كرده و آثارذيل را درپى خواهد داشت:
1- فراهم كردن زمينه قيامهاى ديگروگسترش انديشه جهاد ومبارزه درجامعه كه حكومت، ناگزير بايد روش درپيش گرفته را كناربگذارد و براى اجراى ارزشهاى اسلام هرچند برحسب ظاهر تلاش كند.
2- احياى تفكر مبارزه با ظلم در جامعه.
3- معرفى حكومت و اعضاى هيأت حاكمه به عنوان حاكمان ضد دينى كه در اين صورت، جامعه درجستجوى شناخت ارزشهاى دين بر مىخيزدوشناخت مردم نسبت به دين عميقتر مىگردد.