237
تعامل با فرقههاى ديگر
شيعه در طول تاريخ، در اقليت زيستهاند. افزون برآنكه از سوى حكومتها حمايت نشدند و مورد اذيت و آزار و اتهام بسيار نيز قرار گرفتند. تهمت به شرك و غلو و خرافات از قديم به شيعيان نسبت داده مىشد. اين اتهام و انزوا آن زمان كامل گرديد و حاكمان و حكومتيان و دشمنان ائمه به اهداف خود رسيدند كه شيعه در انزواى اجتماعى قرارگرفت. انزواى شيعه از جامعه و قطع رابطه با اهل سنت، پىآمدهاى ناگوار ذيل را در پى داشت:
1- عدم حضور در صحنههاى سياسى وفرهنگى.
2- سختى و دشوارى معيشت.
3- اتهامهاى ناروا.
4- عدم شناخت عقايد و آرمانهاى شيعه توسط اهل سنت.
5- بيگانه ماندن اهل سنت با معارف اهل بيت.
6- پيوستن بيشتر نو مسلمانان به اهل سنت.
تعامل صحيح شيعه با اهل سنت مىتوانست جمعيت شيعه را افزايش دهد. در امور زندگى دچاردشوارى نگردند. چهره واقعى شيعه و ارزشهاى بلند آنها شناخته شوند و اهل بيت پيامبر به مردم، خوب معرفى شوند. معارف ارزشمند و غنى شيعه براى اهل سنت بيان گردد.زيرا به دليل تبليغات گستردهاى كه برضد شيعه شده بود و جو اختناقى كه از سوى حكومت پديد آمده بود و علماى دربارى كه به نام فقيه و مفسر و عالم دينى در جامعه اهل سنت بودند و مردم را از خواندن كتابهاى شيعه باز مىداشتند، راهى جزآن نبود كه شيعيان با اهل سنت تعامل دوستانه داشته باشند تا بتوانند مردم را با هويت واقعى شيعه آشنا و معارف اهل بيت را معرفى كنند. اين موضوع هميشه مورد توجه ائمه(ع)بوده است و به اين جهت به پيروان خود در اين خصوص دستور ويژه دادهاند.