150 فأين المال الذى عزلته لأبى المقدام. 1
8- مصادره برخى اموال حكومتيان
چنان كه درباره امام حسين(ع) نقل شده، اموالى از يمن براى دمشق
فرستاده شده بود.آن حضرت آن اموال را تصرف و بين نيازمندان تقسيم نمود و به معاويه نامه نوشت: من الحسين بن علىّ الى معاوية بن أبى سفيان، أمّا بعد فإنّ عيراً مرّت بنامن اليمن تحمل مالاً و حُللاً و عنبراً و طيباً إليك لتودعها خزائن دمشق و تعلّ بها بعد النّهْل بنى أبيك، و إنّى احتجتها اليها فأخذتها، و السلام. 2
يكى از مردم كوفه كه ازشيعيان حضرت على (ع) بود، به سامرا رفت تا از امام هادى (ع) استمداد كند.آن حضرت در منزل نبود. به وى گفتند: امام در مزرعه اى درخارج شهركار مىكند.اوناگزير به خارج شهر، نزد آن حضرت رفت وموضوع نيازخود را خدمت امام عرض كرد وآن حضرت نيز آن مبلغ را نداشت و به خط مبارك نوشت كه ايشان اين مبلغ را ازمن طلب دارد وفرمود: وقتى به سامرا برگشتم ومردم نزد من آمدند، شمانيزبياييد وبگوييد ازشما اين مقدارطلب دارم واصراركنيد كه بدهم. هرچه عذرآوردم، نپذيريد. مرد عرب همان گونه كه امام دستور داده بود، انجام داد وامام مىفرمود: ندارم. برخى از درباريان كه آنجا بودند، موضوع را به متوكل خبر دادند ومتوكل دستور داد مبلغ سى هزار درهم به امام بدهند وامام آن را به مرد عرب دادوفرمود:
خذ هذا المال و اقضِ منه دينك، و انفق الباقى على عيالك و أهلك و اعذرنا. و أكبر الاعرابى ذلك، و قال للامام: إن دينى يقصر على ثلث هذا المبلغ. فأبى الإمام(ع) أن يستردّ منه من الثلاثين شيئاً، فولّى الاعرابى و هو يقول: اللّٰهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسٰالَتَهُ. 3
عن إسماعيل بن سلام، و فلان بن حميد، قالا، بعث إلينا على بن يقطين، فقال: اشتريا راحلتين و تجنبا الطريق، و دفع إلينا مالا و كتبا حتى توصلا ما معكما من المال و الكتب إلى أبى الحسن موسى(ع) و لايعلم بكما أحد. قالا: فأتينا الكوفة فاشترينا راحلتين و تزودنا زادا و خرجنا نتجنب الطريق حتى إذا صرنا