111و قد كان له (امام سجاد(ع)) مملوك فدعاه مرّتين فلم يجبه، و فى الثالثة قال له الإمام برفق و لطف: يا بُنىَّ، أما سمعت صوتى؟ قال: بلى ... ، فقال له(ع): لِمَ لَمْ تُجبْنى؟ فقال: أمنت منك، فخرج الإمام و راح يحمد الله و يقول: الحمد لله الذى جعل مملوكى يأمننى. 1
هرچند دراين زمان، اين سخن كاربرد ندارد اما دليلى است براى اين كه درمحيط خانه با افراد زيردست چگونه بايد رفتاركرد و چنان نباشد كه جو ترس بر محيط خانه حاكم شود.
دخل سفيان الثورى على الصادق (ع) فرآه متغير اللون فسأله عن ذلك فقال: كنت نهيت أن يصعدوا فوق البيت، فدخلت فإذا جارية من جوارى ممن تربى بعض ولدى قد صعدت فى سلم و الصبى معها، فلما بصرت بى ارتعدت و تحيرت و سقط الصبى إلى الأرض فمات، فما تغير لونى لموت الصبى و إنما تغير لونى لما أدخلت عليها من الرعب، و كان(ع) قال لها: أنت حرة لوجه الله لابأس عليك - مرتين. 2
احترام به همه و عدم تبعيض
از مواردى كه در تربيت افراد، بسيار مؤثر بود، عدم تبعيض بين افراد بود و نخست اينكه نبايد تبعيض قايل شد يعنى به برخى بسيار احترام گذاشت وشخصيت برخى ديگر را تحقيركرد و معتقد بود كه با افراد زير دست وخدمت كار نبايد برسر يك سفره نشست. اين مو ضوع در عرف جامعه قديم وجديد بسيار رايج است. اما ائمه (ع) با افراد زير دست وخدمت كار چنان رفتار مىكردند كه آنها احساس مىكردند از اعضاى خانواده امام هستند و امام آنها را دوست دارد. ائمه به شخصيت آنها احترام مىگذاشتند و چنان رفتار مىكردند كه آنان