103بشناساند واين وظيفه شناسى را در درون ما قراردهد واين معرفت، بايد معرفت الهى باشد و از طريق شريعت شناخته شود تا بتوان به آن ملتزم شد وانجام داد.
از خدا خواست كه در انجام اين وظيفه به ما كمك نمايد، چه آنكه انسان، بى استمداد از خداوند در انجام هيچ كارى موفق نمىشود.
انجام وظيفه توأم با احساس عاطفى و درونى باشد كه از يك سو پدر ومادر، نزد فرزند، اقتدار داشته باشند و ازسوى ديگر اين اقتدارموجب ترس در فرزند نشود كه وظايف خود را براى ترس از مجازات انجام دهد. بلكه از سراحترام و محبت و دوستى انجام گردد.دو عامل انجام وظيفه يعنى اقتدارومحبت بايد توأم باشند تا فرزند احساس نكند كه پدر و مادر درجايگاه اجتماعى با اوبرابرهستند و اين گونه تصور كند كه آنهامقام بسيار بلند وارجمند اجتماعى دارند.اين احساس، سبب مىشود كه فرزند وقتى درحضور پدر ومادرقراردارد، احساس فكر كند كه با افرادى رو به روست كه هم رديف و يا زيردست او نيستند.درنتيجه مواظبت است كه مرتكب اعمال ورفتارى نشود كه بى احترامىبه پدرومادر به شمارآيد و اگر محبت مىكند، با انگيزه ترحم نيز نباشد.
فرمان بردارى ازپدرو مادر را برخود لازم و واجب بداند. چنانكه فرمان بردن ازدستورات حكومت لازم است، اطاعت از پدر ومادرنيز واجب است.
فرمان بردارى وخدمت به پدر ومادر، برايش شيرين ولذت بخش باشد و اين چنين نباشد كه از سر اكراه انجام دهد. بايد از فرمان بردارى پدر و مادر، احساس خوشنودى وشادمانى كند. نسبت به والدين آن چنان باشد كه خواستههاى آنها را برخواستههاى خود ترجيح دهد.
رفتار با پدرومادر، بايد با نيكو ترين اخلاق باشد نه از نوع رفتار برادر وخواهر با يكديگر بلكه رفتار نيك فرمان بردار نسبت به فرمان روا كه بايد توأم با اطاعت ومحبت باشد.