92
2 سرّ وجوب حج
از ديدگاه متكلمان شيعه و مكتب معتزله، احكام الهى بر طبق مصالح و مفاسد تشريع شده است. آنجا كه مصلحتى وجود داشته -كه به دست آوردن ضرورى و غير قابل اغماض بوده- حكم به وجوب شده است و اگر مفسدهاى در كار بوده -كه دفع آن بايسته بوده- حكم به تحريم شده است.
اگر حج بر افراد مستطيع واجب شده وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ بدان جهت است كه در مجموعه حج، براى فرد و جامعه مصالحى در كار است كه آن مصالح لازم الاستيفاء است.
آنچه در حج از نظر عبادى، اقتصادى، سياسى، اجتماعى و... عايد حجگزاران و ديگران مىشود تا آن اندازه اهميت دارد كه شارع در هر سال آن را بر افراد توانمند واجب كرده است.
در ادامه آيه وجوب حج فرموده است: وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللّٰهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعٰالَمِينَ؛ «و كسى كه كفر ورزد بداند كه همانا خداوند از جهانيان بى نياز است.»
يعنى ترك حج هيچ خسارتى براى خداوند سبحان در بر ندارد،