83فهميده مىشود- بر اين نكته دلالت دارد كه مشركان، نبايستى در مكه حضور داشته باشند. اين حضور نه فقط حضور فيزيكى است؛ بلكه حضور اقتصادى، اجتماعى و سياسى نيز هست.
در حقيقت اگر براى مشرك ورود به حرم امن الهى ممنوع است؛ نه فقط به خاطر چند كيلو گوشت و استخوان است، بلكه به جهت «نجس» و پليد بودن او است.
حذف اين پليدى از «ام القراى» جهان اسلام، تنها به عدم حضور جسمى آنان حاصل نمىشود؛ بلكه با حذف نقش اقتصادى، سياسى و اجتماعى آنان محقق مىگردد.
نگرانى مسلمانان صدر اسلام پس از فتح مكه، آن بود كه عدم حضور مشركان، رونق بازار را از بين ببرد و موجب خسارات اقتصادى براى مسلمانان گردد!!
خداوند علاوه بر آنكه اصل منافع اقتصادى را براى مسلمانان مذموم نشمرده، بر تأمين آن منافع از راههاى ديگر تاكيد كرده است:
وَ إِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شٰاءَ إِنَّ اللّٰهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ. 1
از اين آيه استفاده مىشود كه مطلوب، استقلال اقتصادى مسلمانان و طرد اتكا به ديگران است تا از اين طريق، هستههاى اقتصاد جامعه اسلامى در پرتو «ام القراى» جهان اسلام شكل بگيرد و اين نقطه آغاز و مباركى براى كل جهان اسلام باشد. چه اينكه كعبه هُدىً لِلْعٰالَمِينَ است و چه بسا «استقلال اقتصادى مسلمانان» از جمله اين هدايتها باشد.