297حق است 1.
انسان در سايه سار زيارت، در مىيابد كه ضمن حرمت نهادن به مقام والاى امامت و ولايت، بايد در عرصههاى معنوى، اجتماعى، فرهنگى و سياسى، امام (ع) را پيشوا و مقتدا قرار داده، به حق او پيروى كند و اين پيروى و پذيرش امامت را باور داشته باشد و زندگى بدون آن را، زندگى در جهالت و گمراهى بداند (من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) . 2
در واقع سرّ و روح اصلى زيارت «معرفت و شناخت» است؛ چنان كه توصيه شده: «بر تو است با تمام جدّ و جهد خود و آنچه در توان دارى، در زيارت آن حضرت (رسول خدا) كوشش كنى؛ زيرا تو مبانى شناسايى آن بزرگوار و معرفت حقوق و مراحم او را محكم ساخته و به آن يقين كردهاى 3».
بر اين اساس آنچه مايه كمال زيارت مىشود، معرفت و شناخت مقام و موقعيت زيارت شونده است... ثوابهاى اخروى و آثار دنيوى كه در روايات آمده، بر زيارت واقعى مرتب است.
شش. بهرهمندى از شفاعت و آمرزش گناهان
يكى از آثار و اسرار گران قدر زيارت، جلب عنايت و توجّه معصومين(عليهم السلام) و بهرهمندى از شفاعت و آمرزش خواهى آنان در محضر بارى تعالى است. يكى از امورى كه انسان را به رحمت الهى، بسيار اميدوار مىكند، مسأله شفاعت مقرّبان درگاه الهى و واسطه قراردادن