275
نويت انّك ذبحت حنجرة الطّمع بما تمسّكت به من حقيقة الورع...» ، «آيا در هنگام قربانى كردن، چنين انديشيدى كه با دست يازيدن به حقيقت ورع و پارسايى، گلوى طمع را ببرى... ؟» 1
سيد عبدالله شبّر نيز به حج گزار توصيه مىكند: «اكنون كه درمنا ايستادهاى، بايد قربانى كنى و هر آنچه كه غير خدا است، در راه خدا ذبح نمايى 2 ...».
نه. ذكر و ياد الهى
يكى از اسرار شگفت قربانى، تأكيد فراوان قرآن بر پيوند آن، با ذكر و ياد الهى است؛ چنان كه مىفرمايد: لِيَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِي أَيّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلىٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعٰامِ 3؛ «مردم به حج آيند تا بر منافع خود، حاضر باشند و خدا را يادكنند در روزهاى معلوم و معين؛ به جهت روزى و رزقى كه از چهارپايان به آنان داد». اين آيه، افزون بر شمول سود صورى و منفعت معنوى امّت اسلامى، ياد حق را هدف دانسته و مهمتر آنكه به جاى نام قربانى، ياد خدا را ذكر مىكند تا روشن شود كه هدف از «تضحيه»، همان «تسميه» (نام بردن) خدا است، نه صرف نحر و ذبح؛ يعنى، به جاى اينكه بفرمايد؛ «قربانى كنند»، مىفرمايد: «خدا را به ياد آورند كه آنها را از دامهاى حلال مانند گوسفند روزى داد». به طورى كه هم اصل قربانى، به نام حق آغاز گردد وهم همۀ نعمتهاى دائمى در طول مدت زندگى، براى همۀ انسانها، به عنوان ياد خدا مطرح