268حيوانى با صفات و ويژگىهاى خاصى است وباطن آن، كشتن نفس حيوانى است؛ زيرا انسان در مرتبۀ نفس حيوانى، با حيوان فرقى ندارد ... قربانى روز عيد، اشاره به ذبح نفس حيوانى است، نه عقلانى. اگر اسماعيل (ع) ذبح مىشد، لازم مىآمد انسان قربانى شود؛ ولى آنچه بايد در سير و سلوك محو شود، مقام حيوانيت است، نه مقام عقلانيت؛ زيرا مانعى در ساحت مقدس عقل، وجود ندارد؛ ولى در قوۀ حيوانى مانع سير الى الله زياد است.
در فقه مسألهاى مطرح است كه اگر حاجى قربانى نداشته باشد، بايد ده روز روزه بگيرد (سه روز در حج و هفت روز پس از رسيدن به وطن). خود اين اشاره است به اينكه اگر قدرت محو كردن جنبۀ حيوانيت خود را نداريد؛ پس دست كم با روزه گرفتن، مقام حيوانى را تضعيف و ناتوان كنيد. همان گونه كه قواى عقلانى خود را قوى و نيرومند مىكنيد، نفسهاى خود را بكشيد كه فرمود: «فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ» . مقام حيوانى را بكشيد، نه روح و عقل را. تويى كه نمىتوانى حيوانيت خود را بكشى، به جاى آن حيوانيت كه در وجود تو است، حيوان ديگرى را بكش كه حكايت اين معنا را بكند ... در منا توجّه به اين معنا داشته باش كه اگر حيوانيت خود را مىيافتيم، آن را سر مىبريديم و مىكشتيم؛ حالا اين حيوان را به جاى او مىكشم...» 1.
هست روز عيد و خلقى مىشود قربان تو
هر كه قربانت نمىگردد ز حيوان كمتر است
يكى از تجليات و نشانههاى مقام حيوانى، وجود و غلبه هواهاى مختلف نفسانى و هوسهاى بىشمار شهوانى است و قربانى رمزى از تزكيه نفس وتهذيب روح و نمودارى از كشتن نفس پليد و تطهير