183
دو. مكه جاى گذر (نه محل اقامت)
«مكه» شهرى براى زندگى دنيوى نيست، بلكه مكان رويش و گذر است، يعنى از آنچه هستيم، به آنچه بايد باشيم گذر كنيم. مكه شهرى استثنايى است آنانكه در جستوجوى راهى هستند تا سفر «من الخلق الى الحق» را كوتاهتر طى كنند، بايد جامهاى بر كمر ببندند و جامهاى بر دوش بيندازند و تلبيه گويان، راهى اين سرزمين شوند. اما آنانكه مىخواهند مكانى را براى گذر زندگى دنيايى انتخاب كنند، جايى ديگر برگزينند كه امام صادق (ع) فرمود: «فان المقام بمكة يقسي القلوب» . 1آن حضرت سفارش مىكرد: اگر براى زمانى طولانى قصد اقامت در مكه را داريد، در اثناى آن، شهر را ترك كنيد و با احرام وارد شويد، تا از واردين به حرم محسوب شويد نه مقيمان درمكه. امام باقر(ع) مىفرمايد: «لاينبغي للرجل ان يقيم بمكه سنة قلت: كيف يصنع؟ قال يتحول عنها» . 2
سه. مكه مبدأ گسترش خير
هر چيزى در اين عالم، اصل و ريشهاى دارد كه عرب از آن به «ام» تعبير مىكند. زمانى در اين كرۀ خاكى، شهرها و قريهها كه بستر هزاران خير و بركت هستند، وجود نداشت و از يك نقطه رويش آنها آغاز شده است. در روايات مبدأ اين گسترش را مكه و نقطه خاص را كعبه معرفى كردهاند. امام على (ع) در پاسخ فردى از اهل شام -كه سؤال كرد چرا مكه، ام القرى است- فرمود: «لان الارض دحيت من تحتها» ، 3عنى، مكه اصل و ريشه براى تمام شهرها و