91روى حسد يا بُخل، به كسى جامه نمىدادند، طواف كننده ناچار بود برهنه طواف كند.
* ديگر آنكه قريش هنگام كوچ كردن از عرفات، از مسير عبور مردم نمىرفتند و از مُزْدَلفه بار مىبستند، كه از حدود حرم بيرون نباشند. قريش اين امتيازات را سبب برترى خود بر ديگران كرده بود. ولى قرآن همه را باطل ساخت. وقتى مردم ديدند محمد صلى الله عليه و آله كه خود از قريش است با ديگر مردم يكجا مىايستد و با آنان كوچ مىكند، به شگفت درماندند.
حادثۀ مهم ديگر كه در عرفات اتفاق افتاد، در حَجةالْوداع بود. در اين سفر محمد صلى الله عليه و آله بر سرِ پا ايستاد و آخرين خطبۀ خود را خواند و مردم را چنانكه بايد موعظه كرد. مساوات را كه ركنى از اركان اساسى اسلام است به آنان تعليم داد. به مردم گفت: هيچ مسلمانى بر مسلمان ديگر برترى ندارد؛ بى نياز باشد يا مستمند. چنانكه مردان را بر زنان حقى است، زنان نيز بر گردن مردان حقى دارند. و نيز دراين خطبه فرمود: مردم! ربا كه در جاهليت از يكديگر مىگرفتيد حرام است. خونى را كه مىريختيد حرام است.
مبادا دوباره به كفر برگرديد و خون يكديگر را بريزيد. من دو امانت ميان شما مىگذارم، اگر اين دو امانت را رعايت