88غول پيكر به جادۀ پهلويى پيچيد، اما نتوانست برود.
چرخهاى جلو سر جاى خود گير كرد و اتوبوس ماند. نه راه پيش داشت و نه راه پس.
نيم ساعت يا سه ربع ساعت سرگردان مانديم تا گشتىها به كمك ما رسيدند. ماشينى بارى مجهّز به طنابهاى سيمى، اتوبوس ما را از ريگ بيرون آورد. اتوبوس ديگرى هم فراهم كردند و سرانجام از خطر تعويق رها شديم.
نمىدانم هليكوپترهاى گشتى پليس از بالا وضع ما را ديدند، يا به وسيلۀ رادار موقعيت ما را تشخيص دادند و به كمك آمدند. به هرحال دانستيم از كارى كه رانندۀ ما كرده بود چندان خشنود نبودند.
مردم حجاز هنگام گفتگو به ندرت صداى خود را بلند مىكنند، يا اصلاً صداى خود را بلند نمىكنند. حتى اگر با هم اختلاف نظر داشته باشند، به خصوص در ايامِ حج. در اين روزها با اينكه مسؤولان دولتِ سعودى به خاطر آسايش مردم از تجهيزات بهترى، استفاده كرده و در اين راه از خرج كردن دريغ نكردهاند. با اين همه، نه تنها مشكلات از ميان نرفته بلكه گاه مشكلهايى رخ مىدهد كه به خاطر نمىرسيده است. تا آنجا كه متخصّصان فن هم، در حل آن در مىمانند. براى نمونه