136شديم از بابالسلام به مسجد نبوى داخل شدم. زيارتنامه خوانى سر راه ما را گرفت ولى نيازى به وجود او نبود. البته مردم بسيارى در اين شهر احتياج به زيارت نامهخوان دارند ولى ما آنچه را مىخواستيم در كتابهاى دعا و مناسك همراه داشتيم. از جانب شرق مسجد به سمت غرب در رواق مسجد به راه افتاديم و مشغول تلاوت شديم:
«بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحٖيمِ، لاَحَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ الاّٰ بِاللّٰه» و در هر نقطه زيارت و دعاى مخصوص آن را مىخوانديم. ما ميهمان محمد صلى الله عليه و آله بوديم، به او صلوات مىفرستاديم و نزد خدا گواهى مىداديم كه او رسالتى را كه بر عهده داشت به مردم ابلاغ كرد و امانت را ادا نمود. سپس از خدا مىخواستيم ما و كسان ما را بيامرزد. از رواق براى نماز به بيتالصلاة (شبستان مسجد پيغمبر كه محراب و منبر رسول در آنجاست) رفتيم. جمعيت بسيارى در آنجا ديده مىشد.
در كنار منبر ازدحام بيشتر بود، چنان كه منبر را به آسانى نمىتوانستيم ببينيم. اصل روضۀ نبوى اينجاست و پيغمبر فرموده است ميان خانه و منبرِ من، باغى از باغهاى بهشت است. خانۀ پيغمبر همان جايى بوده است كه امروز مرقد آن حضرت است. خوب مىتوان ديد كه چهطور مردم يكديگر را كنار مىزنند تا دو ركعت نماز تحيّت مسجد را