170او به اين قناعت نكرد و با گامهاى استوار خود در راه تقريب مذاهب اسلامى و ايجاد تفاهم هر چه بيشتر ميان مسلمانان و فشرده ساختن صفوف آنها پيش رفت.
او نهتنها رئيس دانشگاه الازهر - كه از قديمىترين دانشگاههاى اسلامى است - بود بلكه به عنوان زعيم و رهبر فكرى يك فرقۀ بزرگ اسلامى، رسالت تاريخى خود را در اين لحظات حساس از زمان انجام داد تا اين كه در روز 25 رجب (مطابق 21 آذر 42) دار فانى را بدرود گفت و با احترام و عظمت هر چه بيشتر به خاك سپرده شد و در مراسم تشييع جنازه او بيش از هشتاد هزار نفر شركت داشتند. او امتيازات علمى و روحى فراوانى داشت. نويسندۀ توانايى بود، متفكر عميقى بهشمار مىرفت، تحت تأثير تعصبات خشك و افراطى واقع نمىشد و از حملات متعصبين واهمه نداشت، و از همه مهمتر اين كه روح زمان را بهخوبى دريافته بود. او مىدانست اگر امروز ملتهاى مسلمان در برابر يكديگر صفآرايى كنند و يا به ديدۀ نفرت و دشمنى به هم بنگرند، در برابر دشمنان آگاهى كه براى آنها دندان تيز كردهاند شكست خواهند خورد و موجوديت اسلام و قرآن بكلى به خطر خواهد افتاد. او مىدانست كه اين همه تبليغات زهرآگينى كه عليه جمعيت شيعه در ميان ساير فرق اسلامى شده علاوه بر اين كه دروغ و تهمت و افتراست برخلاف مصالح اسلام و مسلمانان دنيا نيز هست.
لذا مردانه قيام كرد و براى روشن ساختن افكار مسلمانان نسبت