145بدن مجروح و پاى گچگرفته به سرزمين آگاهى و شعور قدم گذاردم.
كمك دوستان و برادران بسيار مؤثر بود و هر آن روحى و جانى تازه مىبخشيد. از طرفى هم كلمات دُرربار معصومين عليهم السلام كه گاه و بيگاه بر زبان عزيزان و روحانيان جارى مىشد نيرويى تازه به من مىبخشيد.
شب مشعر از نيمه گذشت و مضطرين و مجروحين و معلولين و بيماران را قبل از برآمدن آفتاب روانه مِنىٰ مىكنند. اگرچه دستور است تا وقت نماز صبح و برآمدن آفتاب در زمين مشعر باشند اما اين برنامه بنا به عللى كه خود سرپرست كاروانها توجيه مىكنند به اين نحو عمل مىشود.
خلاصه نيت وقوف در مشعرالحرام را نمودم و ركن را انجام داده و پس از نيمه شب با عدهاى به فرمان سرپرست كاروان ما را به طرف منىٰ حركت دادند.
اين حركت اجبارى دلائلى دارد، ممكن است [معذورين] زير دست و پاى حاجيان از بين بروند و مجروحين و معلولين بايد به حكم اجبار زودتر از موعد مقرّر حركت كنند.
اول آفتاب صبح روز عيد قربان، كاروان عظيم اسلام مسلح و به حال آمادهباش و در انتظار فرمان.
سپاه آمادۀ توحيد براى رفتن به سرزمين آرزوها يعنى مِنىٰ آماده شدند و با طلوع آفتاب صبح روز عيد قربان (دهم ذىالحجه) با تيرهاى دشمنبرانداز خود يكباره به جمرۀ عقبه يا آخرين پايگاه