66بلاتكليف و سرگردان رها نمىكردند، بلكه ادامه دهندگان راه خود را به آنها معرفى مىكردند، زمين هيچگاه از حجّت الهى خالى نبوده و نخواهد بود. 1امامت، ادامۀ راه نبوت است و بدون آن، همۀ تلاشهاى انبياى الهى براى سعادت و تكامل انسان ناتمام مىماند.
امامت، رمز وحدت جامعه است و بدون آن، اختلافات سياسى و عقيدتى، پيروان مكتب پيامبران را از پاى درمىآورد.
پيشوايان اسلام
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله از جانب خداوند موظف بود كه مسألۀ امامت و رهبرى جامعۀ اسلامى پس از خود را براى مردم بيان كند.
به دليل اهميت موضوع، آن حضرت از سالهاى نخستين بعثت تا هنگام وفات، در هر مناسبتى، مسألۀ تداوم رهبرى در اسلام و نام و مشخصات رهبر بعد از خود را مطرح مىساخت تا اينكه در سال دهم هجرى و در آستانۀ وفات خود، پس از برگشت از آخرين حجّ در مكانى بين راه مكه و مدينه به نام «غدير خم» در جمع همه مسلمانهايى كه از نقاط مختلف از سفر حج بازمىگشتند، به دستور خداوند و بطور رسمى اميرمؤمنان على عليه السلام را به عنوان جانشين و امام بعد از خود به مردم معرفى كرد. آن سخنان به «حديث غدير» معروف است.
متأسفانه به دليلهاى سياسى، با همۀ سخنان و رهنمودهاى صريح و روشن پيامبر كه در كتابهاى شيعه و سنى موجود است، مخالفت شد و بدين