105بياورد.
آن مرد با دست خالى بازگشت و عرض كرد: در منزل شما چيزى جز آب يافت نمىشد!
آن حضرت رو به اصحاب كرد و فرمود: كدام يك از شما امشب مىتواند اين مرد را مهمان كند؟
امام على عليه السلام كه در آن جمع بود، عرض كرد: اى رسول خدا، من.
امام آن مرد گرسنه را همراه خود به منزل برد. وقتى وارد خانه شدند، امير مؤمنان از همسرش حضرت فاطمه عليهاالسلام پرسيد: دختر پيامبر صلى الله عليه و آله چه دارى؟
حضرت فاطمه عليها السلام جواب داد: شام بيش از اندازۀ خودمان نداريم، ولى ايثار كرده و مهمان را بر خود مقدم مىداريم.
سپس به پيشنهاد امام، براى اينكه مهمان گرسنه نفهمد كه ميزبان، غذاى خود را براى او آورده، حضرت فاطمه عليها السلام فرزندانش را خواباند و سفره را آماده كرد.
حضرت على عليه السلام و حضرت فاطمه عليها السلام هر دو روزه بودند، دو قرص نان هم بيشتر نداشتند و مىخواستند افطار كنند، اگر چراغ روشن بود، شايد مهمان گرسنه خجالت مىكشيد. از اين رو، امام سراغ چراغ رفت، گويا مىخواهد نقص آن را برطرف كند، ولى بعمد آن را خاموش كرد و خود سر سفره نشست و دست به سوى غذا دراز نمود. حضرت على عليه السلام چنان وانمود كرد كه با مهمان غذا مىخورد، ولى تا آخر چيزى نخورد. وقتى مهمان سير شد، چراغ روشن گشت. او تصور مىكرد كه ميزبان هم مانند او سير شد، ليكن خبر نداشت كه على عليه السلام و همسرش آن شب را گرسنه به سر بردند.
فردا بخاطر قدردانى از اين ايثار، آيۀ نُه از سورۀ حشر بر پيامبر