74ملتهاى مستضعف و يا دفاع از دولت اسلامى واجب مىشمرد؛ و نه در دفاع از رژيمى مهاجم و اشغالگر و قدرتطلب، آن هم با ايدئولوژى حزب بعث كه رسماً و علناً منكر و معرض دين و معنويت است، آن هم با سوابق ظلم و فساد و اختناق و نسلكشى كه رژيم عراق در آن داراى وضعى استثنايى است، و بالخصوص رژيمى كه سابقهى تسليم و فرمانپذيريش در برابر قدرتهاى سلطهگر را ايرانيان در طول هشت سال جنگى كه به خواست استكبار و با سلاح و كمك همهجانبهى آنان بر نظام اسلامى تحميل كرد، بخوبى دريافتهاند.
آرى، اسلام دفاع از چنين رژيمى را جهاد نمىشمرد و آن را جايز نمىداند؛ ليكن اين پيشنهادكنندگان بعضاً تحت تأثير اظهارات رياكارانه و فرصتطلبانهى مسؤولان ويرانى عراق، كه در برههيى كوتاه براى جلب نظر سادهلوحان، بدروغ دم از اسلام و مقدسات دينى مىزدند و بعضاً با اعتراف به خباثت و فساد و ظلم سران آن رژيم، دفاع از ملت عراق را انگيزهى خود از اين پيشنهاد مىدانستند، ما به آنان يادآورى مىكرديم كه كمك به مردم مظلوم عراق واجب است، اما ورود در جنگ به نفع رژيم عراق و تحكيم سلطهى آن رژيم، كمك به مردم عراق نيست؛ بلكه كمك به رژيم ضد مردمى عراق و ظلم به مردم عراق است كه ده سال است آن رژيم منحوس، جنگى ناخواسته را بر آنان تحميل كرده است.
اكنون با تسليم و فرار مفتضحانهى رژيم و ارتش عراق در برابر امريكا و متحدين غربى و قبول همهى شرايط مستكبران، آن رژيم توانسته خود را براى مدت نامعلوم ديگرى بر سرير حكومتى بىافتخار و قدرتى ذلتآميز تأمين كند؛ و در اين حال، باز مردم عراق - اين ملت مظلوم كه سالهاست گروگان رژيمى خشن و ظالم و فاسد و شكنجهگرند - بايد علاوه بر تاوان جنگى كه فقط به هدف افزونخواهى سران رژيم بر آنان تحميل شده، غرامت شكست و ذلت و عقدههاى حقارت آن رژيم را نيز بپردازند.
همان رژيم و ارتشى كه بيش از صد ساعت نتوانستند با دشمنان خارجى كه به داخل خانهى آنان آمده بودند، بجنگند و از مرگ نترسند، اكنون بيش از صد روز