72اولاً، در اين راه كه خطرات زيادى از ناحيهى بىصبرى يا بىبصيرتى حركت را تهديد مىكند، بر دو عنصر صبر و بصيرت بيش از همه چيز تأكيد بورزيد.
ثانياً، حركت اسلامى و انقلاب اسلامى، عبارت است از طغيان بر ارزشهاى جاهلى و نظامهاى طاغوتى كه بشر را به زنجيركشيده و موجب ظلم و فساد و تبعيض طبقاتى و نژادى و فحشاى عمومى و ستمپذيرى تودهها و ديگر بدبختيهاى ملتها شده و همه چيز را فداى سود بيشتر و حاكميت ظالمانهى بيشتر صاحبان زر و زور نموده است. پس، حركت صحيح اسلامى، صفبندى ميان دو نظام ارزشى و مبارزهى ميان دو فرهنگ است: فرهنگ به زنجير كشيدن بشر، و فرهنگ نجات بشر.
لذا هر حركت اسلامى بايد خود را براى مقاومت همهى زورمندان عالم آماده كند و غافلگير نشود.
ثالثاً، دشمن مىكوشد با جوسازى و حيلههاى تبليغاتى، شما را از نام حكومت اسلامى و نظام اسلامى برحذر دارد، و شايد برخى از سادهدلان به اين فكر بيفتند كه براى حساس نشدن امريكا و دولتهاى غربى، بهتر است كه در اظهارات علنى، از نام حكومت اسلامى اجتناب شود. توصيهى اينجانب، اجتناب جدى از اين مصلحتانديشى خلاف مصلحت است. هدف تشكيل نظام اسلامى و حاكميت قرآن و اسلام را، بىهيچ انفعالى به صراحت و به تكرار و در همهى شرايط بيان كنيد و با عدول از نام مقدس اسلام، دشمن را به طمع نيندازيد و هدف را مبهم و غبارآلود نسازيد.
رابعاً، اسلام وحركتهاى اسلامى همواره از نفاق، بيش از كفر صريح لطمه ديده است. امروز خطر اسلام امريكايى - يعنى آنجا كه نام و عنوان اسلام در خدمت طواغيت و در جهت هدفهاى امريكا و ديگر مستكبرين است - از خطر ابزارهاى نظامى و سياسى امريكا كمتر نيست و بيشتر است. از علمداران اسلام امريكايى، چه در لباس عالم دين و چه در موضع سياستمدار برحذر باشيد و آنان را در سخن و اشاره و جهتگيريشان متهم كنيد و هرگز درصدد جلب كمك آنان نباشيد.
خامساً، از تجارب حركتهاى ديگر اسلامى در ساير كشورها و وضع كنونى آنان بىخبر نمانيد و علىرغم ميل استكبار، با آنان ارتباط بيابيد.