266را چه در همين عالم طبيعت و ماده، چه در عالم ارزشهاى معنوى، قدر نمىشناسد و نمىداند كه اين چقدر ارزش دارد. فرض كنيد نفت را از زمين، بيرون بياوريم، خيال كنيم كه اين نفت را آتش كرديم و چند كارخانه را به حركت انداختيم و استفادهى از نفت، همين است؛ در حالى كه اى بسا، استفادهى بهينه از اين ماده، اين نيست.
ما ذخاير دنيا را هم خالى كرديم، اين ماده را در آورديم و مصرف كرديم، نتيجهاش هم حالا اين زر و زيورها و لوكسبازيهاى زندگى شده است! اى بسا كه از اين استفادهى بيشترى مىشد كرد؛ يك روزى بشر حسرت و تأسف اين را خواهد خورد كه ما از اين ماده، استفادهى بهينه نكرديم.
نشان قدرشناسى از حج
همهى تلاش براى اين است كه ما حج را آنچنان كه شايستهى حج است، بشناسيم؛ خوشبختانه بعد از انقلاب، اين كار به ميزان زيادى شده است. الآن همين كه از طرف نظام، عالمى مثل آقاى رىشهرى آنجا مىرود و هدايت كلى جريان حج را بر عهده مىگيرد، اين نشان قدرشناسى از حج است. اين كه دولت اسلامى خودش را مسؤول مىداند و مسايل حج را در مديريت متمركز و صحيحى مىگنجاند، اين قدرشناسى از حج است و منافعى بر اين مترتب خواهد شد و الآن مىشود؛ ليكن من همهى تلاشم، همهى جد و جهدم در مواجههى با مسؤولان اين واجب بزرگ، اين است كه ما به آن مقدارى كه الآن در برگزارى حج، موفقيت احساس مىكنيم، اكتفا نكنيم؛ اين همهى آن چيزى است كه بنده مىخواهم به آقايان عرض كنم.
براى كشور، برنامهريزى شده است
خوب، حالا جناب آقاى امينى، آن حرف درست را گفتند؛ منتها صدا و سيما گوشهيى از قضيه است، همهاش صدا و سيما نيست. حالا صدا و سيما بهترين برنامهها را هم بدهد، شما خيال مىكنيد اين امپراتورى عظيم خبرى كه با ميلياردها دلار و با صدها