240دستور جامع آن براى زندگى انسان است. اسلام با ارائهى بينشى خردمندانه و عميق دربارهى جهان و انسان و با توحيد ناب و دستورالعمل اخلاقى و معنوىِ حكمتآميز و ارائهى مقررات و نظامات سياسى و اجتماعى مستحكم و فراگير و اعمال و وظائف عبادى وفردى، همهى آحاد بشر را دعوت مىكند تا: هم درون خودرا از زشتيها و ضعفها وپستيها و آلودگيها برهانند و در باطن خود فروغ ايمان،و خلوص، ووارستگى، وصميميت، و محبت، و اميد، و نشاط را بيفروزند، و هم دنياى خود را از فقر و جهل و ظلم و تبعيض و عقبماندگى و ايستايى و زورگويى و تحميل و تحقير و تحميق رها سازند.
هم تزكيهى اخلاقى و هم تلاش جمعى ضرورى است
براى فراهم شدن زندگى سعادتمندانه و مطلوب انسان، هم تزكيهى اخلاقىِ فرد كه گوهر او را از زشتىها و آلودگيها برهاند، و هم حركت و تلاش جمعى كه ميدانهاى زندگى را بروى او بگشايد و او را در چالشِ ناگزيرش با طبيعت و با نگهبانان رژيمهاى ستم و استكبار يارى دهد، ضرورى و حتمى است.
اسلام با معنا كردن زندگى و هستى و با نشان دادن راه درست آن، انسان را در فراهم آوردن زندگى حقيقتاً سعادتمندانه يارى مىدهد و صراط مستقيم الهى را به او معرفى مىكند. همهى احكام و دستورهاى اسلامى، و همهى خطوط اصلى در شيوههاى سياسى و اجتماعى و اقتصادى اسلام، و همهى عبادات و مقررات فردى و جمعى اسلام، اجزاء درهم تنيدهى اين نسخهى زندگى بخش و سعادتآفرين است.
همين مراسم جاودانهيى كه حجگزاران در آستانهى آنند، خود مجموعهى گويا و پرنكتهيى است از ذكر و شور و حال معنوى و درونى، در ضمنِ حركت و تلاش و هماهنگى سازندهى جمعى.
حج، در آئينى پُر راز و رمز، و در آميزهى شگفتآورى از شُكوه و خاكسارى، و اقتدار و فروتنى، و حركت وَ تلاش درونى و بُرونى، نمادى از مبارزه و جهاد نفسانى و جهانى انسانِ مسلمان، در راه تحقق حيات طيبهى انسانى را در برابر چشم آدمى مىگذارد و حجگزار را به تمرين عملىِ وظائف بزرگ خود وادار مىسازد.