177
برائت، جزو حج است
اين مسألهى برائت كه اشاره شد، حقيقتاً جزو حج است و لازم نيست كه در روايات جزو فروع حج آمده باشد. چيزهايى وجود دارد كه معناى حج و روح و مضمون حقيقى يك عبادت و عمل و فريضهى الهى است و نمىشود اين را از آن منفك كرد. اهميت اين، از يكايك فرايض بيشتر است. هر يك از اين فرايض، چنانچه فوت شد، ممكن است به نحوى آن را جبران كرد يا مثلاً اضطرارى آن را بجا آورد؛ اما آنچه روح يك عبادت محسوب مىشود، قابل تفكيك از آن نيست.
حج؛ مظهر توحيد الهى
بنابراين، در مسألهى برائت و اين كه حج بايد مظهر توحيد باشد، ترديدى نيست.
حج مظهر توحيد الهى است. توحيد دو جزء دارد كه يك جزئش برائت است؛ برائت از «انداداللّٰه» و كفار و از عبدهى اوثان و اصنام. در اين، ترديدى نيست. اوثان و اصنام هم، كه فقط «لات» و «عزّى» و «هبل» نيستند. سران استكبار و طاغوت و كفر و فتنه انگيزان عالم، بزرگترين بتهاى زمانند. كفر به اينها كه اوجب از كفر به بتهاى بىجان و بىروح و بىتوان است. در اين كه شكى نيست. بنابراين، امروز برائت از استكبار و صهيونيسم و كفر و الحاد جهانى و برنامههاى اينها و فعاليتى كه عليه اسلام و مسلمين مىكنند، جزو مسايل مسلم حج است.
ما مظهر اين كار را در اجتماع خودمان دانستيم. اين اجتماع را هم بر پا خواهيم كرد.
اگر روزى عقل ما به مظهرى اوفى و اظهر و ابلغ از اين رسيد، اين را رها خواهيم كرد و آن را خواهيم گرفت؛ ليكن چنين چيزى نداريم. ما امروز هر چه نگاه مىكنيم، مىبينيم كه مظهر اين برائت، همين تجمع و دور هم گرد آمدن و سخن برائت را بر زبان آوردن است. ...
بالاخره ما اين اجتماع را تشكيل مىدهيم. اين، قابل تفكيك نيست. نهايتاً بايد اين مُظهر و مَظهر آن واجب و آن روح اصلى عبادت، به نحوى حصول تحقق پيدا كند؛ هر طور هر چه كه باشد. «الميسور لا يدرك بالمعسور» . آنچه كه ممكن است، ما آن را بجا