126برگزيدند، و در ديگرى به قانون اساسى رأى دادند، و سه انتخابات كه در آنها به ترتيب:
اعضاى مجلس خبرگان براى نوشتن قانون اساسى، رئيس جمهور، و نمايندگان در مجلس شوراى اسلامى معين شدند، در آن برگزار شده، و تا امروز همواره انتخابات آزاد، با شركت پرشور مردم براى تعيين رئيس جمهور و نمايندگان مجلس، در موعد قانونى خود انجام گرفته است. تهمت به تروريسم را، كسانى به ايران اسلامى مىزنند، كه خود از دولت تروريست صهيونيستى بيشترين پشتيبانى را كرده و گروههاى تروريست ضدّ انقلاب ايرانى را در زير چتر حمايت خود قرار مىدهند و حقوق بگيران آنان صدها بار در داخل ايران اسلامى بمبگذارى كرده و هزاران نفر از مردم عادى و عناصر انقلابى و مرد و زن و كودك بيگناه را به قتل رساندهاند. ضديّت با صلح را كسانى به جمهورى اسلامى نسبت مىدهند كه جنگى هشت ساله را با تشويق رژيم بعثى عراق و به دست او بر ايران تحميل كردند و در همهى آن مدّت، انواع كمكها را به آن رژيم كه به خاطر حمله به ايران اسلامى، رژيم محبوب آنان به شمار مىرفت مبذول داشتهاند. تضييع حقوق زنان، تهمت از سوى كسانى است كه شأن والاى زن ايرانى را كه با حفظ حجاب و حدّ شرعى، در برترين فعاليّتهاى كشور شركت مىورزد، نمىپسندند و ابتذال حاكم بر روابط زن و مرد و بهرهكشى ناجوانمردانه از زن در جوامع غربى را، نسخهى مطلوب در حيات اجتماعى زن مىشمرند. تهمت نقض حقوق بشر را رژيمهايى متوجه ايران مىسازند كه خود قلمهاى بزرگ و حيرت انگيز پايمال كردن حقوق انسانها را مرتكب شده يا زمينهسازى كردهاند. آيا در دنياى جديد، هرگز حقوق بشر، آنچنان كه امروز در بوسنى پايمال مىشود، نقض شده است؟ آيا نقض حقوق يك ملت مانند ملت فلسطين نقض حقوق بشر نيست؟ آيا راندن دستجمعى بيش از چهار صد نفر از شهروندان فلسطينى، به بيرون از خانه و ميهن خود، در برابر چشم دنياى باصطلاح طرفدار حقوق بشر، قابل اغماض است؟ آيا سرنگون كردن هواپيماى مسافرى ايران به وسيلهى امريكا برفراز خليج فارس، يا بىعدالتى نسبت به سياهان در امريكا، يا حمايت از كودتاگران در الجزائر، يا حمايت از رژيم فاسد مصر، يا زنده سوزانيدن دستجمعى عدّهيى در امريكا و امثال آن، شكستن حريم انسانيّت و نقض حقوق آن نيست؟ آيا دولتهايى كه اينگونه