92شما مىتوانيد آن وقت اگر از شما سؤال كردند [ كه] چرا كرديد، بگوييد قانون اساسى سابق هم اين را گفته است. قانون حالا هم كه اين طورى است، و مجرم است كسى كه اين عمل را بكند. به هيچ كس نبايد اعتنا بكنيد. هر كس گفت كه اين كار خلاف شرع را بايد مطابق قانون عمل كنيد، توى دهنش بزنيد - به هيچ كس اعتنا نكنيد. نمىگويم حالا پاشيد سيلى به او بزنيد، لكن جلويش بايستيد. بگوييد كه اين خلاف شرع است، من نمىكنم و نبايد هم بكنم. و انشاءاللّٰه، آقايان هم كردهاند اين كار را. و اگر چنانچه اعتنا نشده، ثانياً متخلفين را دعوت كنند و محاكمه كنند.
دادگسترى سابق بايد متحول بشود به يك دادگسترى اسلامى. مجرد اينكه قانون سابق بوده ما بايد به آن عمل بكنيم، به حسب قانون سابق هم نبايد به آن عمل كرد؛ براى اينكه قانون اساسى سابق اساس است. قانون اساسى سابق، متممش مىگويد كه هر قانونى بر خلاف شرع است، قانون نيست اصلاً. بنابراين ، اينكه مىگوييد: قانون اين طور مىگويد، غلط مىكند، قانون نيست اين. اين يك قراردادى بوده است كه زمان طاغوت، طاغوتى بوده، بناء عليه، آقايان نبايد اعتنا كنند به اين امور و بايد بخشنامه بكنند. شوراى نگهبان، شوراى قضايى بخشنامه بكنند و همه جا بگويند به اينكه اين قوانين سابق كه مخالف شرع بوده نبايد عمل بشود و اگر كسى عمل بكند، مجرم است و بايد محاكمه بشود، به جزاى خودش برسد. اين هم راجع به اين جهت. و البته مسائل زيادى راجع به مسائل دادگاه و قضا هست، لكن ديگر مجال اين نيست.
لزوم كمتوقعى حجاج در كاروانها
و راجع به حج و آقايانى كه در حج، در كاروانها هستند. حقيقت حج اين است كه شما برويد درد مردم را ببينيد؛ ببينيد فقرا چه جورى هستند، شما هم بشويد آن طور.
ببينيد مستمندان جهان چطورند، شما هم [ به] آن رنگ درآييد. اگر مردم توقع داشته باشند كه حالا كه ما حج مىرويم بايد براى ما همچو رفاه حاصل بشود كه در منازلمان هم نيست، اين حج نمىتواند باشد. آن حجى كه خداى تبارك و تعالى بر اشخاص واجب فرموده است اين است كه برويد آنجا زندگانى مردم را ببينيد. آن وقت كه ما رفتيم،