58بله صدام گمان مىكرد كه با يك مملكت آشفته كه منزوى شده است و همه دولتها پشت به او كردهاند يا او را در فشار اقتصادى گذاشتهاند طرف شده است و ما نه قواى نظامى داريم و نه انتظامى داريم و نه ساز و برگ جهاد و جنگ. او همچو گمان كرد و گمان مىكرد تا چند ساعت تهران را هم فتح خواهد كرد. او غافل از خدا بود. او فكر نكرده بود كه ما يك ملتى داريم كه منسجم با هم است و همه ايمان دارند و ايمان است كه آنها را بر مسائل و بر مشكلات غلبه مىدهد. آنها تفكر نكردند، تأمل نكردند كه شاه خائن سابق كه داراى همه قوا بود و همه قدرتها با او بودند و پشتيبانى مىكردند، همين ملت غيور ايران با قدرت ايمانى او را به جهنم فرستادند. او تصور اين را نكرد كه ملت ايران همه قدرتهايى كه پشتيبان محمدرضاى مخلوع بودند كنار زد و دست همه را از منابع خودش و سلطه همه را قطع كرد. او از اين معانى غفلت كرد از باب اينكه اعصابش ضعيف است. من از اوّلى كه اين شخص روى كار آمد گفتم به اشخاص كه آدم خطرناكى است؛ براى اينكه اين در حال جنون است، اعصاب اين آدم كار نمىكند و حالا ثابت شد اين معنا.
منزوى نبودن ايران در بين ملتها
معالأسف گمان مىكنند بعضى كه ما منزوى شدهايم به واسطه مخالفت با امريكا، خير، امريكا منزوى شد. ميزان ملتهاست؛ شما سرنيزه را از روى ملتها برداريد و مردم را آزاد بگذاريد ببينيد كى منزوى است. الآن هم كه سرنيزهها هست در داخل عراق، ملت عراق با ما هستند و عن قريب، انشاءاللّٰه، انفجارى در عراق پيدا خواهد شد، نظير انفجارى كه در ايران بود. ما منزوى نيستيم، آنهايى كه ظالم هستند و به ما ظلم كردهاند منزوى هستند؛ براى اينكه ميزان ملتها هستند. ما قبل از اين انقلاب منزوى بوديم؛ براى اينكه، ملتها با ما توجهى نداشتند. بعد از انقلاب، هم ملت ما منسجم شد و يك شد، يد واحدة على من سواهم 1شد و هم همه ملتهاى ضعيف حتى ملتهاى غير اسلامى كه