73برخى ديگر نيز با اشعار خود به دفاع از مقام ولايت برآمدند:
قيس بن سعد، صحابى عظيم و سيد خزرج مىگويد:
وعلىّ إمامنا وإمام
و نعمان بن عجلان انصارى نيز مىگويد:
كيف التفرق والوصىّ إمامنا
اينان در اشعار خود عمدتاً بر مسألۀ وصايت و جانشينى امام على عليه السلام از رسولخدا صلى الله عليه و آله تأكيد داشتند.
برخى ديگر نيز پس از آنكه امام على عليه السلام از صفين به كوفه بازگشت و خوارج از او جدا شدند، در كنار امام على عليه السلام ثابتقدم ماندند و بار ديگر با آنحضرت تجديد بيعت و عهد نمودند. از جملۀ عهد آنان اين بود كه به حضرت خطاب كرده عرض كردند: «ما دوست هر كسى هستيم كه تو دوست آنى، و دشمن هر كسى هستيم كه تو با آنان دشمنى دارى.» 3
عدهاى ديگر با نوشتن نامه به معاويه او را مورد عتاب و سرزنش قرار داده مقام ولايت و خلافت بهحق اميرالمؤمنين عليه السلام را به او گوشزد مىكردند.
محمّد بن ابىبكر در نامهاى كه به معاويه مىنويسد، مىگويد: «...واى بر تو! چگونه خودت را در كنار على عليه السلام قرار مىدهى، كسى كه وارث رسول خدا صلى الله عليه و آله و وصىّ او و پدر