426مىخورد، ولى مفهوم آن اختلاف اساسى دارد با آنچه دموكراسى غربى از آن اراده مىكند. از امام على عليه السلام نقل است كه فرمود: «اى مردم! انسان عبد يا كنيز آفريده نشده است و همانا تمام مردم آزادند.... » 1
همو فرمود: «بندۀ غير مباش، در حالى كه خداوند تو را آزاد قرار داده است.» 2
اسلام تأكيد مىكند انسان بدان دليل كه آزاد است نبايد بندۀ ديگرى گردد و زير يوق اسارت سلطه گران رود. هم چنين نبايد بنده و اسير شهوت و غضب و ساير قوا و صفات رذيلۀ خود باشد. اما آزادى در اسلام به اين معنا نيست كه انسان به دليل آزاد بودنش، خود را از سلطه و حكومت خداوند و فرستادگانش خارج كرده و بى نياز ببيند و قانون گريزى و قانون شكنى كند.
اسلام در مورد آزادى انسان به حقايقى فكر مىكند كه فرهنگ غربى هرگز بدان توجهى نداشته يا در تضاد با آن عمل كرده است. اسلام حقيقت انسان را در روح او مىداند و در صدد حفظ كرامت و حريّت و آزادى روح اوست. اگر مىگويد: به خاطر اموالِ كسى، او را تعظيم نكن؛ اين براى حفظ كرامت و شخصيّت انسانى است. به طور كلى بين آزادى در غرب و مفهوم آزادى در اسلام فرق اساسى وجود دارد. آزادى در غرب بر مسئوليت نداشتن پايه گذارى شده است، ولى در اسلام بر اساس احساس مسئوليت و عبوديّتِ خداوند متعال بنا نهاده شده است. اين فرق اساسى بين اسلام و دموكراسى غربى است.