373مىگويد: «بزرگترين خلاف بين امّت، اختلاف در مسئله امامت است، زيرا در هيچ مسئلهاى در اسلام مانند امامت اينقدر شمشير كشيده نشده است.» 1 لذا هر مسلمانى وظيفه دارد كه در راه وحدت مسلمانان بكوشد ولى اين بدان معنا نيست كه دست از بحث علمىِ خالى از هر گونه تعصّب و عناد بر دارد، زيرا اين بحثها به طور قطع در وحدت صفوف مسلمان اثر دارد. هنگامى كه هر كدام از فرقههاى مسلمانان، پى به عقايد واقعى فرقۀ ديگر برده و بداند كه او نيز عقائدش مستند به عقل و قرآن و سنت است. كينه و دشمنى نسبت به يكديگر كمتر مىشود. بخش مهّم كينهها و دشمنىها به اين خاطر است كه مسلمانان از عقايد يكديگر بى خبرند و يا بدون دليل مىدانند. اگر شيعه را به جهت اعتقاد به بدا متهم به كفر مىكنند، تقيه را به نفاق نسبت مىدهند، به خاطر آن است كه از حقيقت اين اعتقاد و عمل ناآگاهاند، كه بخشى از آن به كوتاهى ما در عرضه نمودن عقايد خودمان باز مىگردد. مسئله امامت نيز از اين موضوع مستثنا نيست اگر اهل سنت اعتقاد شيعۀ اماميه را در مسئله امامت و شرايط آن غلوّ مىدانند، به جهت آن است كه ما به طور علمى و صحيح آن را معرفى نكردهايم، و هر جا كه خوب عمل كرديم تا حدود زيادى موفق بودهايم و زمينه ساز وحدت مسلمانان شدهايم. اينك به نمونه هايى از اين قبيل اشاره مىكنيم:
الف: تمايل به حق
1 - شيخ محمود شلتوت، رئيس دانشگاه الأزهر مصر در عصر خود، بعد از مطالعۀ فراوان در فقه شيعه و مرجعيت اهل بيت عليهم السلام پى به اعتبار شيعۀ جعفرى برده و فتواى معروف خود را در جواز تعبّد به مذهب جعفرى صادر مىكند و مىفرمايد: «مذهب جعفرى، معروف به مذهب شيعۀ امامى اثنا عشرى، مذهبى است كه تعبّد به آن شرعاً جايز است، همانند ساير مذاهب اهل سنت، لذا سزاوار است بر مسلمانان كه آن را شناخته و از تعصّبِ به ناحقّ نسبت به مذاهبى معيّن خلاصى يابند». 2