337حدّ وسط بين افراط و تفريط است، زيرا يهود افرط در توجه به دنيا داشته و نصارا تفريط.
ولى امت اسلامى حدّ وسط بين افراط و تفريطند. و اين مطلب ارتباطى با عدالت كل صحابه ندارد.
ثانياً: آيه دربارۀ مجموعۀ امت است، در حالى كه كسى قائل به عدالت فرد فرد امت اسلامى نيست.
ب - پاسخ از آيۀ دوم
اوّلاً: خير بودن به او صافى هم چون امر به معروف و نهى از منكر و ايمان به خدا مقيد شده است، حال اگر كسى از اين قيد تهى گردد مشمول آيه نخواهد بود.
ثانياً: افضل بودن در آيه اين امت نسبت به امتهاى پيشين نسبى است و عدالت بر كمال مطلق نسبت به همه افراد امت ندارد.
ج - پاسخ از آيۀ سوم
اوّلاً: آيه اخصّ از مدعاست، زيرا مدعا، عدالت كل صحابه است؛ در حالى كه مورد آيه، افرادى با خصوصيات ويژه است.
ثانياً: اگر خداوند متعال عدهاى را مدح كرده به جهت انقياد و اطاعت آنان است و تا مادامى كه اين حالت در آنان وجود دارد مدح هم باقى است و الّا مدح خود به خود برداشته مىشود.
به تعبير ديگر در آيۀ سوّم مدح و ستايش معلق بر صفت ايمان است؛ زيرا در آخر آيه آمده است: أُولٰئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا ؛ حال اگر صفت ايمان، به جهت گناه از كسى زايل شد، مدح و ستايش نيز برداشته مىشود. ثالثاً: تعليق حكم بر وصف مشعر به عليت است و تا مادامى كه وصف باقى است حكم هم باقى است. در اين آيه حكم بر مؤمن و مهاجر و مجاهد و پناه دهنده و ناصر رسول خدا صلى الله عليه و آله و لرد شده است، حال اگر كسى دين رسول خدا رايارى نكرد حكم از او برداشته مىشود.
د - پاسخ از آيۀ چهارم
اوّلاً: دلالت آيه بر عدالت همه صحابه متوقف بر آن است كه «من» در مِنَ الْمُهٰاجِرِينَ ... بيانيه باشد نه تبعيضيه و مراد از وَ السّٰابِقُونَ الْأَوَّلُونَ... ، كلّ صحابه باشد، در حالى كه در هر دو مورد خلاف ظاهر است.