279ب - ... وَ إِنَّهُ لَكِتٰابٌ عَزِيزٌ* لاٰ يَأْتِيهِ الْبٰاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لاٰ مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ؛ 1«و بهطور قطع آن، كتابى عزيز است، باطل از روبهرو و پشتسر به آن راه نمىيابد، فرود آمده از ناحيۀ خداوند حكيم و ستوده است.»
مقصود از واژۀ «ذكر» و «كتاب» در اين دو آيه، قرآن مجيد است كه به سه وصف «عزيز، رسوخناپذير،»، «لا يأتيه الباطل - باطل به آن راه نمىيابد - » و «تنزيل من حكيم حميد - نازل شده از سوى خداوند حكيم ستوده است - » توصيف شده است. دو وصف اوّل دلالت بر عدم تحريف و دگرگونى در قرآن دارد، چون واژۀ «عزيز» بهمعناى شكستناپذير و غيرقابل نفوذ است و تحريف نوعى شكست و نفوذپذيرى قرآن است.
واژۀ «باطل» در جايى بهكار مىرود كه ثبات ندارد و تباهى و فساد مىپذيرد. و قرآن كه مىفرمايد: لاٰ يَأْتِيهِ الْبٰاطِلُ ، هرنوع تغيير و تبديلى را در خود نفى مىكند، زيرا باتوجه به اعجاز قرآن و نظم خاص در مجموعه آيهها و جملههاى يك سوره و مفاد آن، هرگونه تغيير و تبديل، به محتوا، نظم و هماهنگى قرآن آسيب مىرساند و مصداق تباه شونده و فسادپذير مىگردد، در حالى كه اين آيه با تعبير ...مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لاٰ مِنْ خَلْفِهِ ، بهطور كلّى در هر زمان و از هر جهت چنين امرى را منتفى دانسته است. جملۀ پايانى اين آيه: تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ يادآور اين است كه قرآن به اين دليل قابل تحريف و تغيير نيست كه نازل شده از سوى خداوند حكيم و ستوده است. خداوندى كه برخوردار از همۀ كمالات مىباشد و كارهايش هدفدار و بدون نقص است. بنابراين اگر قرآن تحريف شده باشد نقض غرض و ناسازگار با حكمت خداوند خواهد بود.
با مقايسه آيۀ سورۀ حجر و آيات سورۀ فصّلت روشن مىشود كه صيانت قرآن از هرنوع تغيير و تحريفى، تضمين شده است.
د - لاٰ تُحَرِّكْ بِهِ لِسٰانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ * إِنَّ عَلَيْنٰا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ؛ 2« [اى رسول خدا در حال وحى] با عجله زبان به قرائت قرآن مگشاى كه ما خود قرآن را جمع و حفظ كرده و به تو فراخوانيم.» از اين آيه هم عدم تحريف قرآن به خوبى استفاده مىشود.