242امام از هرگونه سهو در اقسام چهارگانه عصمتاند.» 1
7 - شهيد اوّل مىفرمايد:
«خبر ذواليدين دلالت اماميه متروك است، زيرا دليل عقلى دلالت بر عصمت پيامبر از سهو دارد.» 2
نقد دلايل مخالفان
برخى از علماى اهلسنت بر جواز وقوع سهو و خطا از پيامبر صلى الله عليه و آله به آيات و رواياتى استدلال كردهاند، كه به نقد هريك از آنها مىپردازيم:
الف) آيات
آيۀ اوّل:
وَ إِذٰا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيٰاتِنٰا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتّٰى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ وَ إِمّٰا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطٰانُ فَلاٰ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرىٰ مَعَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِينَ؛ 3«و چون گروهى را ديدى كه براى خردهگيرى و طعنزدن در آيات ما گفتگو مىكنند، از آنان دورىگزين تا در سخنى ديگر وارد شوند و چنانچه شيطان البته فراموشت ساخت بعد از آنكه متذكر [كلام] خدا شدى ديگر با گروه ستمگر همنشينى مكن.»
در جواب استدلال به آيۀ فوق مىگوييم:
اوّلاً: نسيان در آيه فوق از پيامبر صلى الله عليه و آله صادر نشده است، بلكه مقصود به خطاب، جعل تكليف بر ساير مؤمنان است، زيرا خطابهاى قرآنى - همان گونه كه اهل بلاغت و اصحاب تفسير گفتهاند - از قبيل «إياك أعني وإسمعي ياجاره» است، كه معادل آن در فارسى مىگويند: «به در مىگويند تا ديوار بشنود.» اين مطلب از ابنعباس روايت شده است. و اينگونه خطابها از زيبايىهاى كلام متكلّم است كه قرآن نيز از آن برخوردار است.