1402 - شرك در خالقيت؛
3 - شرك در ربوبيت.
شرك مربوط به عمل را شرك در عبادت و طاعت مىنامند كه بر دو قسم است:
1 - شكر جلّى: كه در علم كلام و فقه مورد بحث قرار مىگيرد.
2 - شرك خفى: كه در علم اخلاق از آن بحث مىشود و قرآن تمام اين اقسام را بررسى كرده است.
شرك در الوهيت: يعنى اعتقاد به موجودى غير از خداوند كه داراى تمامى صفات جمال و كمال به طور استقلال است ؛ قرآن كريم مىفرمايد: لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ ؛ 1«به طور تحقيق كسانى كه قائل شدند خداوند همان مسيح بن مريم است كافر شدند.»
شرك در خالقيت: يعنى انسان به دو مبدأ مستقل براى عالم قائل شود به طورى كه خلق و تصّرف در شئونات عالم به دستشان است؛ همانگونه كه مجوس قائل به دو مبدأ خير به نام «يزدان» و شر به نام «اهرمن» مىباشند.
شرك در ربوبيت: آن است كه انسان معتقد شود در عالم، ارباب متعددى است و خداوند متعال ربّ الارباب است، به اين معنا كه تدبير عالم به هر يك از ارباب متفرق به طور استقلال تفويض شده است؛ همان گونه كه مشركان عصر حضرت ابراهيم عليه السلام به اين نوع شرك مبتلا بودند. خداوندمتعال مىفرمايد: فَلَمّٰا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأىٰ كَوْكَباً قٰالَ هٰذٰا رَبِّي فَلَمّٰا أَفَلَ قٰالَ لاٰ أُحِبُّ الْآفِلِينَ . فَلَمّٰا رَأَى الْقَمَرَ بٰازِغاً قٰالَ هٰذٰا رَبِّي فَلَمّٰا أَفَلَ قٰالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضّٰالِّينَ . فَلَمّٰا رَأَى الشَّمْسَ بٰازِغَةً قٰالَ هٰذٰا رَبِّي هٰذٰا أَكْبَرُ فَلَمّٰا أَفَلَتْ قٰالَ يٰا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمّٰا تُشْرِكُونَ؛ 2«چون شب تاريك در آمد ستارۀ درخشانى را ديد گفت: اين پروردگار من است، پس چون آن ستاره غروب كرد گفت:
من چيز نابود شونده را به خدايى نخواهم گرفت. پس چون ماه تابان را ديد گفت: اين خداى من است، وقتى كه آن هم نابود شد گفت: اگر خداى من مرا هدايت نكند همانا من از گمراهان