109بنويسيم ديديم كه بيمار است برگشتيم پس حق سبحانه و تعالى فرمود كه همان اعمالى كه مىكرد در حالت صحت در نامه عمل او بنويسيد از خوبيها ما دام كه در بند من است چون او را من بيمار كردهام و مانع اعمال او شدهام بر من لازمست كه نكرده او را كرده انگارم و قبول كنم.
و در صحيفه كامله حضرت سيد الساجدين اين مضمون را در دعاى مرض به فصاحت و بلاغتى بيان فرمودهاند كه فوق آن تصور نمىتوان كرد و از حضرت سيد المرسلين صلى اللّٰه عليه و آله منقولست كه هر گاه مؤمن بضعف پيرى مبتلا شود حق سبحانه و تعالى امر مىفرمايد فرشتگان نويسندگان اعمال او را كه هر عملى از اعمال خير كه اين بنده در حالت صحت و جوانى مىكرده است در نامه عمل او بنويسيد، و هم چنين در حالت مرض مىفرمايد كه هر عملى كه در حالت صحت مىكرد در نامه عملش بنويسيد.
و در حديث كالصحيح از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللّٰه عليه وارد است كه ملكين كه موكلند بر بنده در وقت هر شامى به آسمان مىروند حق سبحانه و تعالى مىفرمايد كه چه چيز نوشتيد از جهت بنده من در بيمارى او ايشان گويند كه شكايت نوشتيم چون هر كه بر او وارد مىشد مىگفت به بيمارى مبتلا شدهام كه هيچ كس به آن مبتلا نشده است و امثال اين پس خداوند عالميان فرمايد كه انصاف نباشد كه خود بنده را در زندان بيمارى كرده باشم و منع كنم او را از شكايت بنويسيد از جهت بنده من هر عملى از اعمال خير كه در حالت صحت مىكرد و هيچ گناه بر او منويسيد تا او در حبس من است چون من او را حبس كردم. و از اين باب احاديث معتبره بسيار وارد شده است و إن شاء اللّٰه در شرح صحيفه كامله مذكور خواهد شد.
و در حديث حسن كالصحيح و قوى كالصحيح از حضرت امام محمد باقر