102و در حديث سكونى از حضرت سيد المرسلين صلى اللّٰه عليه و آله مرويست كه سنت آنست كه شارب را بگيرند تا لب بالا تمام ظاهر شود و به محل روييدن مو برسد. و از اين حديث ظاهر مىشود كه آب خور را بايد گرفت و بس و در لغت شارب را بر آبخور اطلاق مىكنند و بر پشت لب بالا اطلاق مىكنند و بر مجموع اينها با سبيلها اطلاق مىكنند پس آن چه معلوم است استحباب آن چيدن آبخور است و زيادتى را اگر كوتاه كنند ضرر ندارد.
و اما كوتاه كردن ريش پس اگر قدرى بماند كه اطلاق ريش بر آن كنند بىدغدغه نامشروع نكرده است و ليكن ترك سنت كرده است چون سنت قبضه است و ظاهرا زيادتى بدتر از كمى باشد و از دو خبر نبوى صلى اللّٰه عليه و آله ظاهر مىشود كه چيدن ريش بعنوان مورچهاى يا تراشيدن آن بد باشد و احتمال حرمت و كراهت هر دو دارد اگر چه ظاهر اكثر علما حرمتست چون امر را از براى وجوب مىدانند. و شهيد رحمه اللّٰه ذكر كرده است حرمت تراشيدن ريش را بىخلاف.
و كلينى رضى اللّٰه عنه از حضرت امير المؤمنين صلوات اللّٰه عليه روايت كرده است كه جماعتى بودند كه ريش را مىتراشيدند و شاربها را پيچ مىدادند پس حق سبحانه و تعالى ايشان را مسخ كرد به مارماهى و كلينى حكم به صحت حديث كرده است پس از اين حديث ظاهر شد كه سبيل را نيز شارب مىگويند و احتياط در دين ترك هر دو است و اللّٰه تعالى يعلم.
[در مدح موى سفيد]
(و قال رسول اللّٰه صلّى اللّٰه عليه و آله الشّيب فى مقدّم الرّأس يمن و فى العارضين سخاء و فى الذّوائب شجاعة و فى القفا شوم)
و در حديث كالصحيح از آن حضرت صلى اللّٰه عليه و آله منقول است كه موى سفيد در پيش سر مباركست و دلالت بر خوبى مىكند يعنى اول مرتبه اگر ظاهر شود و