49بنعبدالعزى و بنوعبدالدار بن قصى شد. فاصله ميان حجر اسماعيل تا ركن يمانى بر عهده بنى تيم و بنى مخزوم قرار گرفت و فاصله ميان ركن يمانى تا حجر الاسود بر عهده بنى سهم، بنى جمح، بنى عدى و بنىعامر بن لؤى قرار گرفت.
زمانى كه براى نصب حجر الاسود ميان قريش اختلاف شد و نزديك بود كه كار به خونريزى بكشد، قرار را بر آن گذاشتند كه نخستين كسى كه از باب بنى شيبه وارد شود، آن را نصب كند. همگان اين مطلب را پذيرفتند و گفتند كه تسليم اين حكم هستند. در اين وقت، محمد(ص) نخستين كسى بود كه وارد شد. وقتى او را ديدند گفتند اين امين است و هرچه او حكم دهد بدان راضى هستيم. محمد(ص) رداى خود را بر زمين گسترد و حجر الاسود را در آن نهاد و فرمود چهار نفر از چهار خاندان بزرگ قريش بيايند. چهار نفر (عتبة بن ربيعه، ابوزمعه، ابوحذيفة بن مغيره، قيس بن عدى) آمدند. حضرت فرمود هر كدام گوشهاى از ردا را بگيرند و با هم آنرا از زمين بلند كنند. وقتى نزديك محل نصب آوردند، آن حضرت خود سنگ را برداشت و در جاى خود كه هم اكنون نيز در همانجاست، نصب كرد.
سپس ديوارها را تا سقف بالا بردند و براى نگهداشتن سقف هم پانزده ستون در نظر گرفتند و آن را بر شش پايه قرار دادند و حجر اسماعيل را هم از كعبه جدا كردند. اين در حالى است كه پيش از آن، حجر داخل در كعبه بود. در كعبه را هم در يك سو قرار داده و آن هم برابر زمين قرار نداده، بالاتر نصب كردند.
نوشتهاند كه قريش در جاهليت، روزهاى دوشنبه و پنجشنبه در كعبه را مىگشودند و پلكانى قرار مىدادند تا هر كس مىخواهد بالا رود. براى حرمت