242را، كه از كودكى آنان را از مردى مىانداختند، و بعدها «آغاوات» نام گرفتند، براى اداره حرم نبوى به وجود آورد. اين افراد لزوما حَبَشى، رومى و يا هندى بودند و كارشان نگاهبانى از حرم و اداره امور آن بود.
دشوارى ديگر آن بود كه به تدريج ميان علويان حاكم مدينه كه از آلمُهَنا بودند، با اميران علوى مكه درگيرى پيش آمد و براى دهها سال اين نزاع ادامه داشت به طورى كه در بسيارى از موارد، حقوق زائران پايمال درگيرى و جنگ آنان مىشد.
اين نيز گفتنى است كه علويان از لحاظ موضع مذهبى، به گونهاى حركت مىكردند كه با موضع سياسى آنان در ارتباط با حكومتهاى مهم اطراف منافات نداشته باشد. در مدينه، بيشتر رنگ و روى كار مذهبى آنان به روال آيين تشيع بود، در عين حال، به دليل تسلط دولت ايوبى و سپس مملوكى، الزاما در ظاهر بر مذهب تسنن بودند. در قرن ششم و به ويژه هفتم هجرى، تسلط شيعيان بر مدينه رو به گسترش نهاد و حتى براى مدتى اداره مسجد النبى(ص) نيز در اختيار آنان قرار گرفت. از زمانى كه مماليك در ميانه قرن هفتم، در مصر به قدرت رسيدند و در اين سوى، دولت عباسى نيز به دست مغولان از ميان رفت، حرمين به نوعى تحت سيطره آنان قرار گرفت، به طورى كه ملك بَيْبرس در سال 667 به حج آمد. با اين حال، باز حكومت شهر به صورت موروثى در دست يك خاندان علوى باقى ماند. در ميانه قرن هفتم مدينه در اختيار شيعيان دوازده امامى بود. 1
در كنار علويان، شخصيت برجستهاى از وابستگان به مماليك نيز به عنوان «شيخ